الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

417

الغدير ( فارسى )

عذاب واقع از جملهء آياتى كه بعد از نصّ غدير نازل شده ، قول خداى تعالى است در سورهء معارج : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ، لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ ، مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ « 1 » كه علاوه بر اعتقاد شيعه به آن ، جمعى از علماى بزرگ و سرشناس اهل سنت آن را در كتب تفسير و حديث ثبت و ضبط كرده‌اند و اينك به ذكر نصّ رواياتى در اين‌باره مىپردازيم : 1 - حافظ ابو عبيد هروى ( م 223 يا 224 ) در تفسير غريب القرآن خود روايت كرده گويد : پس از آنكه رسول خدا در غدير خم آنچه را كه مأمور بدان بود ، تبليغ فرمود و اين امر در بلاد شايع و منتشر شد ، جابر « 2 » بن نضر بن حارث بن كلدهء عبدرى آمد و خطاب به پيغمبر گفت : اى محمّد ، به ما از طرف خداوند امر كردى كه گواهى به يگانگى خداوند و رسالت تو بدهيم و در انجام نماز و روزه و حج و زكات امر ترا امتثال كنيم . همه را از تو

--> ( 1 ) . معارج 70 / 1 - 3 : پرسنده‌اى از عذابى پرسيد كه بر كافران فرود آيد و كس آن را دفع نتواند كرد ، از سوى خدا كه صاحب آسمانهاست . ( 2 ) . در روايت ثعلبى كه خواهد آمد و علما متفقا آن را نقل كرده‌اند ، نام اين شخص حارث بن نعمان فهرى ذكر شده و بعيد نيست كه جابر بن نضر مذكور در اين روايت درست باشد ، زيرا امير المؤمنين عليه السّلام به امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پدرش نضر را كه روز بدر كبرى اسير شده بود ، دست بسته به قتل رسانيد و مردم در آن روز تازه مسلمان بودند و هنوز از كفر و شرك فاصلهء زيادى نگرفته بودند و بر همين مبنا افزون بر عصبيت‌هاى دوره جاهليت ، آتش كينه و خشم در دل آنان شعله‌ور بود .