الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

388

الغدير ( فارسى )

خداوند فرمود : آيا من به شما از خودتان سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى . فرمود « 1 » : فمن كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، و أحبّ من أحبّه و أبغض من أبغضه ، و انصر من نصره و أعز من أعزّه و اعن من اعانه . « 2 » 10 - حافظ ابو القاسم ، حاكم حسكانى در شواهد التنزيل لقواعد التفصيل و التأويل به اسنادش از كلبى ، از ابو صالح ، از ابن عباس و جابر انصارى روايت نموده كه گفتند : خداى تعالى محمّد را امر فرمود كه على را منصوب و ولايت او را بر خلق اعلام نمايد . آن حضرت ترسيد كه بگويند وى از پسر عمّ خود هوادارى مىكند و سپس او را بر آن نكوهش كنند . در اين هنگام خداى متعال به او وحى فرمود : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . « 3 » ، و رسول خدا در روز غدير خم ولايت او را بر خلق استوار فرمود . « 4 » 11 - حافظ ابو القاسم ، ابن عساكر شافعى ( م 571 ) به اسناد خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه آيهء تبليغ در روز غدير خم در شأن علىّ بن ابى طالب نازل شده است . « 5 » 12 - ابو الفتح نطنزى در الخصايص العلويّة به اسناد خود از امام محمّد بن على باقر و امام جعفر بن محمّد صادق روايت كرده كه فرمودند : آيهء تبليغ در روز غدير خم نازل شده است . « 6 » 13 - ابو عبد اللّه ، فخر الدين رازى شافعى ( م 606 ) گويد : دهم « 7 » ، آيهء تبليغ است كه در فضل على نازل شده و چون آيه نازل شد پيغمبر دست على را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . پس از آن عمر ، رضى اللّه عنه ، او

--> ( 1 ) . هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . خدايا دوست بدار آن‌كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن‌كس را كه او را دشمن دارد ، و دوستدار دوستانش باش و با دشمنانش دشمنى ورز ، و يارى كن آن را كه او را يارى كند و گرامى دار آن را كه او را گرامى دارد و مدد رسان آن را كه او را مددكار باشد . ( و ) ( 2 ) . نقل از : الطرايف ، تأليف سيد ابن طاوس . ( 3 ) . مائدة 5 / 67 . ( 4 ) . مجمع البيان ، طبرسى : 2 / 223 . ( 5 ) . الدر المنثور : 2 / 298 ؛ فتح القدير : 2 / 57 . ( 6 ) . نقل از : ضياء العالمين ، تأليف فتونى . ( 7 ) . يعنى دهم از وجوهى كه در سبب نزول آيهء تبليغ ذكر كرده است و بحث دربارهء آن را به زودى ملاحظه خواهيد نمود .