الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

371

الغدير ( فارسى )

اين موارد مبتنى بر قاعده و دليلى منطقى نيست و وى همواره مىكوشد كه سخنان حق را از موضوعهاى اصلى منحرف سازد ، و اگر بخواهيم در مقام ذكر تمام مطالبى برآييم كه از تصرّفات ستمكارانه و تعصبات معاندانه او مصون نمانده ، بىترديد كتابى ضخيم فراهم خواهد آمد . براى اثبات تحريفات و تصرفات بيجاى او كافى است شما را از آنچه نامبرده دربارهء داستان آغاز دعوت نبوى به هنگام نزول آيهء وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ « 1 » ذكر كرده ، آگاه كنيم . وى در تاريخ خود بعد از ذكر حديثى كه از طريق بيهقى دربارهء آيهء شريفهء مزبور روايت شده ، گويد : اين حديث را ابو جعفر ابن جرير از محمّد بن حميد رازى روايت كرده و سند روايت را تا آخر بيان داشته ، سپس گويد : پيامبر پس از آنكه در جمع حاضران فرمود : همانا من خير دنيا و آخرت را براى شما آورده‌ام ، اين جمله را افزود : بتحقيق خداوند مرا امر فرموده كه شما را به سوى آن دعوت نمايم ، پس كداميك از شما مرا بر اين امر پشتيبانى مىكند تا برادر من و چنين و چنان باشد ؟ على گفت : همگى در قبال اين پيشنهاد پيغمبر خاموش نشستند و من در حالى كه جوان‌ترين آنها بودم و چشمم چرك‌آلوده‌تر و شكمم بزرگ‌تر و ساق پايم از همه لاغرتر ، بود ، گفتم : اى پيغمبر خدا ، من حاضرم پشتيبان تو بر اين امر باشم . بىدرنگ رسول خدا گردن مرا گرفت و گفت : همانا اين برادر من و چنين و چنان است ، از او شنوايى داشته باشيد و امر او را اطاعت كنيد . در اين هنگام آن گروه برخاستند ، در حالى كه مىخنديدند و به ابو طالب مىگفتند : محمّد ترا امر كرده كه فرمانبردار و مطيع فرزند خود باشى . « 2 » وى حديث مزبور را به همين لفظ در تفسيرش آورده گويد : اين روايت را ابو جعفر ابن جرير از ابن حميد روايت كرده است . « 3 » ما اكنون لفظ طبرى را عينا ذكر مىكنيم تا حقيقت آشكار و از كژى و ناراستى متمايز گردد : طبرى در تاريخ خود آورده كه پيامبر در ميان جمعى فرمود : همانا من خير دنيا و

--> ( 1 ) . شعراء 26 / 214 : خويشاوندان نزديك خود را بيم ده و بترسان . ( 2 ) . البداية و النهاية : 3 / 40 . ( 3 ) . تفسير القرآن العظيم : 3 / 351 .