الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

369

الغدير ( فارسى )

17 - مناشدهء مردى عراقى با جابر انصارى به حديث غدير « 1 » علّامه كنجى شافعى با دقت در سند حديث غدير گويد : مشايخى اين روايت را در ضمن روايات عالى آورده‌اند كه از جمله آنهايند : شريف خطيب ابو تمام ، على بن ابى الفخار بن ابى منصور هاشمى در كرخ بغداد و ابو طالب عبد اللطيف بن محمّد بن على بن حمزهء قبيطى در نهر معلّى و ابراهيم بن عثمان بن يوسف بن ايّوب كاشغرى . آنان همگى به روايت از ابو الفتح ، محمّد بن عبد الباقى بن سليمان ، معروف به نسيب بن البطّى پرداخته‌اند و كاشغرى نيز از ابو الحسن على بن ابى القاسم طوسى ، معروف به ابن تاج القرّاء نقل قول كرده است و اين دو از ابو عبد اللّه مالك بن احمد بن على بانياسى ، از ابو الحسن احمد بن محمّد بن موسى بن صلت ، از ابراهيم بن عبد الصمد هاشمى ، از ابو سعيد اشجّ ، از مطلب بن زياد ، از عبد اللّه بن محمّد بن عقيل روايت كرده‌اند كه گفت : من نزد جابر بن عبد اللّه در خانهء او بودم و على بن الحسين و محمّد بن حنفيّه و ابو جعفر نيز حضور داشتند كه مردى عراقى داخل شد و به جابر گفت : ترا به خدا « 2 » آنچه را كه ديدى و از رسول خدا شنيدى ، براى من بازگو كن . جابر گفت : در غدير خم به جحفه بوديم و در آنجا مردم بسيار از قبايل جهينه و مزينه و غفار بودند . رسول خدا از خيمهء خود بيرون آمد و سه بار به دست خود اشاره كرد ، سپس دست على بن ابى طالب را گرفت و فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . حموينى اين حديث را روايت كرده گويد : خبر داد مرا شيخ مجد الدين عبد اللّه بن محمود بن مودود حنفى به طريق قرائت نزد او در بغداد به تاريخ سوم رجب سال 672 ، از شيخ ابو بكر مسمار بن عمر بن عويس بغدادى به طور سماع ، از ابو الفتح محمّد بن عبد الباقى ، معروف به ابن البطّى به طور سماع . « 3 » همو گويد : خبر داد ما را پيشواى فقيه ، كمال الدين ابو غالب هبة اللّه سامرى به طريق

--> ( 1 ) . سند اين مناشده صحيح و رجال طريق آن همگى ثقه هستند . ( 2 ) . در لفظ شيخ الاسلام حموينى چنين آمده است : ترا به خداى يگانه سوگند مىدهم . ( 3 ) . فرايد السمطين ، باب نهم .