الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

367

الغدير ( فارسى )

وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . « 1 » اين روايت را خوارزمى و سبط ابن جوزى ذكر كرده‌اند . « 2 » 15 - مناشدهء جوانى با ابو هريره به حديث غدير در مسجد كوفه « 3 » حافظ ابو يعلى موصلى از ابو بكر بن ابى شيبه ، از شريك ، از ابو يزيد داود اودى ( م 150 ) ، از پدرش يزيد اودى ، و حافظ ابن جرير طبرى نيز از ابو كريب ، از شاذان ، از شريك ، از ادريس و برادرش داود ، از پدرشان يزيد اودى روايت كرده‌اند كه گفت : ابو هريره داخل مسجد شد و مردم گرد او جمع شدند . جوانى برخاست و به ابو هريره رو كرد و گفت : ترا به خدا سوگند مىدهم آيا از رسول خدا شنيدى كه فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ؟ ابو هريره گفت : من شهادت مىدهم كه شنيدم رسول خدا فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه . اين روايت را حافظ ابو بكر هيثمى به نقل از ابويعلى ، طبرانى و بزّار به دو طريق خود ذكر كرده و يكى از دو طريق را به صحّت اعلام و رجال آن را توثيق نموده است . « 4 » و ابن كثير نيز در تاريخ خود از طريق ابو يعلى موصلى و ابن جرير طبرى آن را روايت كرده است . « 5 » ابن ابى الحديد گويد : سفيان ثورى از عبد الرحمن بن قاسم ، از عمر بن عبد الغفار روايت كرده كه گفت : زمانى كه ابو هريره با معاويه به كوفه آمد ، شبها در باب كنده مىنشست و مردم گرد او جمع مىشدند . جوانى از كوفه آمد و نزد او نشست و خطاب به او گفت : ترا به خدا سوگند مىدهم آيا از رسول خدا شنيده‌اى كه دربارهء على بن ابى طالب مىفرمود : اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ؟ ابو هريره گفت : بار خدايا آرى . آن جوان

--> ( 1 ) . بقرة 2 / 156 : ما از آن خدا هستيم و به دو باز مىگرديم . ( 2 ) . المناقب 130 ؛ تذكرة الخواص 48 . ( 3 ) . اسناد اين مناشده از طريق ادريس بن يزيد ، اسناد صحيح است و تمامى رجال طريق آن مورد اعتماد و ثقه هستند . ( 4 ) . مجمع الزوايد : 9 / 105 . ( 5 ) . البداية و النهاية : 5 / 213 .