الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
340
الغدير ( فارسى )
واقع پنداشتند ، فرمود : از صحابه پيغمبر كسانى را كه باقى ماندهاند و گفتار رسول خدا را را در روز غدير شنيدهاند ، به خدا سوگند مىدهم كه برخيزند و به آنچه شنيدهاند ، گواهى دهند . در نتيجه ، شش تن از اصحاب رسول خدا از طرف راست آن حضرت و شش تن ديگر از طرف چپ به پا خاستند و شهادت دادند كه خود از پيغمبر شنيدند كه در آن روز در حالى كه دستهاى على را بلند كرده بود ، فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره و اخذل من خذله ، و أحبّ من أحبّه ، و أبغض من أبغضه . « 1 » برهان الدين حلبى گويد : به تحقيق پيوسته كه على ، كرم اللّه وجهه ، در حال خطبه به پا خاست و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : آنان را كه روز غدير خم را درك كردهاند ، به خدا قسم مىدهم كه برخيزند و كسانى كه بگويند : آگاهى يافتم يا به من خبر رسيده ، برنخيزند ؛ تنها كسانى كه به گوش خود از رسول خدا شنيده و به باور قلبى رسيدهاند ، برخيزند . در نتيجه ، هفده صحابى به پا خاستند و به روايتى سى تن و در المعجم الكبير شانزده تن و به روايتى ديگر دوازده تن . در اين هنگام على به آنان فرمود : بيان كنيد آنچه شنيدهايد . آنان حديث من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه را ذكر كردند كه در روايتى چنين است : من كنت مولاه ، فهذا مولاه . از زيد بن ارقم ، رضى اللّه عنه ، نقل كردهاند كه گفت : من از كسانى بودم كه كتمان كردند و شهادت ندادند و در نتيجه ، خداوند مرا نابينا ساخت ، چه على ، كرم اللّه وجهه ، كتمانكنندگان را نفرين كرده بود . در اينباره گروه ديگرى از محدّثان متأخّر را مىتوان نام برد كه به روايت اين مناشده پرداختهاند و ما در اينجا تنها به ذكر اسامى آنان اكتفا مىكنيم . گواهان مشهور مناشدهء امير مؤمنان به حديث غدير در روز رحبه 1 - ابو زينب بن عوف انصارى . 2 - ابو عمرة بن عمرو بن محصن انصارى .
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 209 .