الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

314

الغدير ( فارسى )

گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مىدانيد هنگامى كه آيهء يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ . . . « 1 » و آيهء . . . وَ لَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً . . . « 2 » نازل شد ، مردم گفتند : يا رسول اللّه ، آيا اين آيات به بعضى از مؤمنان اختصاص دارد يا شامل همهء آنها مىشود ؟ پس خداى عزّ و جل به پيامبرش امر فرمود مردم را در شناخت اوليا و متصديان امرشان يارى دهد و همان‌طور كه نماز و زكات و حجّشان را تفسير و بيان فرمود ، حقيقت ولايت را نيز براى آنها روشن گرداند . بنابراين ، هنگامى كه مأمور گشت مرا در غدير خم به ولايت منصوب فرمايد ، به ايراد خطبه پرداخت و فرمود : اى مردم ، همانا خداوند مرا به اجراى امرى مأمور كرد كه سينه‌ام را تنگ ساخت و چنين پنداشتم كه مردم مرا تكذيب مىكنند . پس خداوند مرا تهديد به شكنجه فرمود چنانچه اين امر را ابلاغ ننمايم . آنگاه مردم به فرمان وى گرد هم آمدند و فرمود : اى مردم ، آيا مىدانيد كه خداى عزّ و جل مولاى من است و من مولاى مؤمنان هستم و بر آنان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتند : آرى ، چنين است . پس فرمود : اى على ، برخيز . چون برخاستم ، فرمود : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاده . در اين هنگام سلمان به پا خاست و گفت : يا رسول اللّه ، ولاء دربارهء على چگونه ولائى است ؟ فرمود : مانند ولاى من است كه بر هركس از خودش سزاوارترم . پس خداى متعال آيهء الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . « 3 » را فرو فرستاد و رسول خدا تكبيرگويان فرمود : تمامى نبوّت من و تمامى دين خدا ، ولايت على پس از من است . در اينجا بود كه ابو بكر و عمر برخاستند و گفتند : يا رسول اللّه ، آيا اين آيات ويژهء على است ؟ فرمود : بلى ، دربارهء او و اوصياى من تا روز قيامت است . گفتند : اوصياى خود را براى ما بيان فرما . فرمود : آنان عبارتند از : على برادر و وزير و وارث و وصىّ و خليفهء من در ميان امّتم و ولىّ هرمؤمن بعد از من ، دو فرزندم حسن و سپس حسين و پس از او نه تن از فرزندان پسرم حسين هريك پس از ديگرى . قرآن با

--> ( 1 ) . نساء 4 / 59 . ( 2 ) . توبة 9 / 16 . ( 3 ) . مائدة 5 / 3 .