الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

280

الغدير ( فارسى )

در چهار جلد ( چاپ مصر ) از جملهء آنهاست . « 1 » چلبى در كشف الظّنون از او با تعبير سرآمد دانشمندان و خاتم محدّثان ياد كرده و او را ستوده است . حديث او دربارهء غدير خم قبلا از نظر گذشت . « 2 » و روايتش در داستان تهنيت به لفظ سعد خواهد آمد . نامبرده را در صحت حديث مزبور و تواتر آن سخنى است كه ضمن گفتارى پيرامون سند حديث غدير خواهد آمد . 322 - حسام الدّين بن محمّد با يزيد سهارنپورى . نامبرده صاحب كتاب مرافض الروافض است و در آن به نقل از براء بن عازب و زيد بن ارقم گويد : رسول خدا چون در غدير خم فرود آمد ، دست على را گرفت و فرمود : آيا شما نمىدانيد كه من بر مؤمنان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتند : بلى . دوباره فرمود : آيا شما نمىدانيد كه من بر هرمؤمنى از خودش سزاوارترم ؟ گفتند بلى . سپس فرمود : بار خدايا هركس كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست . خدايا دوست بدار آن‌كس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آن‌كس را كه او را دشمن دارد . عمر بعد از اين جريان على را ملاقات كرد و به او گفت : گوارا باد ترا اى پسر ابو طالب ، شب را به صبح آوردى و صبح را شام كردى ، در حالى كه مولاى هرمرد و زن مؤمن هستى . « 3 » 323 - ميرزا محمّد بن معتمد خان بدخشى . نامبرده مؤلّف مفتاح النجا فى مناقب آل العبا و نزل الابرار بما صحّ من مناقب اهل البيت و الاطهار ( چاپ بمبئى ) بوده است . اين دو كتاب بر تسلّط كامل و احاطهء مؤلّف به علم حديث و فنون آن و تبحّر وى در مسانيد آن دلالت دارند . او حديث غدير را در دو كتاب مذكور به طرق بسيار روايت كرده كه در صفحات پيشين از نظر گذشت . « 4 » و روايت او نيز در حديث مناشدهء رحبه خواهد آمد . نامبرده را در صحت حديث مزبور سخنى است كه

--> ( 1 ) . سلك الدرر : 4 / 32 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 34 . ( 3 ) . اين روايت را احمد بن حنبل نيز نقل كرده است . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 15 ، 18 ، 20 ، 23 ، 25 ، 27 ، 29 ، 37 ، 42 ، 44 ، 52 ، 53 ، 55 ، 56 ، 58 ، 59 .