الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
276
الغدير ( فارسى )
ادامه گويد : نامبرده كتاب مزبور را از جواهر العقدين سمهودى خلاصه كرده و قطعهاى از شعر او را به عنوان نمونه ذكر كرده است . « 1 » همو در كتاب خود هدايت العقول كه در نزد ما موجود است ، حديث غدير را به طرق بسيار ذكر كرده كه هرگاه جداگانه آن را تنظيم مىكرد ، خود رسالهاى مستقل مىشد . سخن او نيز ضمن گفتارى پيرامون سند حديث غدير خم خواهد آمد . 313 - قاضى القضات شيخ احمد بن محمّد بن عمر ، ملقّب به شهاب الدّين خفاجى مصرى حنفى ( م 1069 ) كه در حدود نود سال زيست . محبّى پس از آنكه در شرح حال و ستايش او بسط كلام داده و استادان و تأليفات او را برشمرده و از تصدّىاش در امر قضاوت به دمشق سخن به ميان آورده و نمونهاى از شعر او را ذكر كرده است ، و دربارهء او چنين گويد : وى داراى تصنيفهاى حسّاس و مهم و يكى از شخصيتهايى است كه در احاطه و تخصص علمى شهرتى بسزا يافت و در عصر خود چونان ماه آسمان دانش و خورشيد افق نظم و نثر بوده بر اهل تأليف و ارباب تصنيف رياست و سرورى داشت و آوازهء بلندش در همه جا پيچيد و نام و شخصيت و اخبار او همچون ستارگان در سپهر دانش تابيدن گرفت . هركه را ديديم و از هركسى كه ملاقاتش كرده بود ، شنيديم ، همگى به يگانه بودن و برترى او در تقرير و تحرير و حسن انشاء معترف بودند . كسى در زمان او به جايگاه بلند علمىاش نرسيد . تأليفات او بسيار و در خور استفادهء عموم بود و در تمام بلاد منتشر گشت و از اين راه موفقيت و سعادت بزرگى نصيب او شد . « 2 » نامبرده در شرحى كه بر كتاب الشفاء ، تأليف قاضى عياض نوشته و در چهار مجلد به چاپ رسيده است ، حديث غدير را به نقل از قاضى عياض كه گفت : رسول خدا دربارهء على فرمود : من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، ذكر كرده گويد : پيامبر اين حديث را ضمن خطبهاى كه در غدير خم براى مردم ايراد كرد ، بيان فرمود . « 3 »
--> ( 1 ) . خلاصة الاثر : 2 / 104 . ( 2 ) . همان : 1 / 331 - 343 . ( 3 ) . نسيم الرياض ، خفاجى : 3 / 456 .