الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
25
الغدير ( فارسى )
است : « فراز / آيه » ، « گزارش / روايت » ، « روشنگرى / تفسير » ، « پاسداران گزارش / حافظان روايت » ، « نامهء خدا / قرآن » ، « آييننامه / سنّت » ، « هنر گزارش / فنّ حديث » ، « آييندانان / فقيهان » ، « آموزشهاى نهانى / وحى » ، « روشنگرى آيين / فتوا » ، « پرستشگاه / مسجد » و نظاير آنها . از اين واژههاى نامأنوس صرفنظر شد و اصل مصطلح آنها جايگزين گرديد . 7 - استعمال تعبيرات عاميانه در ترجمه كه دور از شأن اثر گرانقدر الغدير است ، گرچه در فرهنگهاى لغت آمده باشد ، مانند « پرت و پلا » ، « دوز و كلك » ، « گردن كلفت » ، « كارچاقكن » ، « كثافتكارى » ، « ماستمالى » ، « زيرسبيلى دركردن » ، « لجنمال كردن » ، « سگتوله » ، « سياست بىپدر و مادر » ، « سرهمبندى » ، « بىسر و ته » ، « پادوهاى روحانىنما » ، « زور زدن » ، « يواشتر » ، « ولش كن » ، « چرنديات » و نيز كلمات ركيك و ناخوشايندى كه همهء آنها به طرز مطلوبى معادليابى و اصلاح شد . 8 - انتساب كتاب به غير مؤلّف آن ، مانند نسبت دادن الوافى بالوفيات صفدى به ابن شاكر و شرح المقاصد تفتازانى به شريف جرجانى و الضوء اللامع سخاوى به محبّى كه تمامى آنها اصلاح پذيرفت . 9 - افزودن توضيحاتى در برخى از صفحات و پانوشتهاى ترجمه كه جز در موارد معدود ، بيشتر آنها غيرضرورى به نظر آمد و محذوف افتاد . 10 - آوردن جملات بىربط و نامناسب و غيرمتداول در ترجمه كه نمونههاى زير اندكى از آنهاست : 1 ) جاى ناخن زدن ندارد . 2 ) كاسهء جنايتش پر شد . 3 ) آنجا كه عالم بلغزد طبل آن نواخته مىشود . 4 ) عقل از جانم گريخت . 5 ) جلو من در دست او بود .