الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

123

الغدير ( فارسى )

نسائى اين حديث را نيز از عامر بن سعد ، از سعد و به طريق ديگر از ابن عيينه ، از عايشه دخت سعد از سعد روايت كرده است . « 1 » اين حديث را عبد اللّه بن احمد بن حنبل به اسناد از عبد اللّه بن صقر در سال 299 روايت كرده گويد : حديث كرد ما را يعقوب بن حمدان بن كاسب ، از سفيان ، از ابن ابى نجيح ، از پدرش ، و نيز ربيعهء جرشى از سعد . « 2 » حافظ بزرگ محمّد بن ماجه به اسنادش از عبد الرحمن بن سابط ، از سعد روايت كرده كه گفت : هنگامى كه معاويه از يكى از سفرهاى حج خود آمده بود ، سعد بر او وارد شد و ديد در آن مجلس نسبت به على زبان به طعن و بدى گشوده‌اند و معاويه نيز كلماتى بر زبان آورد . سعد به خشم آمد و گفت : اين سخنان ناروا را دربارهء مردى مىگويى كه من خود از رسول خدا دربارهء او شنيدم كه فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ، و نيز شنيدم كه به او فرمود : تو براى من به منزلهء هارون هستى براى موسى جز اينكه بعد از من پيغمبرى نخواهد بود ، و باز شنيدم كه فرمود : امروز رايت جنگ را به مردى مىسپارم كه خدا و رسول او را دوست دارند . « 3 » حافظ حاكم از ابو زكريا ، يحيى بن محمّد عنبرى ، از ابراهيم بن ابى طالب ، از على بن منذر ، از ابو فضيل ، از مسلم ملائى ، از خيثمة بن عبد الرحمن ، از سعد روايت نموده كه مردى به او گفت : على بن ابى طالب ترا نكوهش كرد براى اينكه همراهىاش نكردى . سعد گفت : به خدا قسم ، اين همراهى نكردن رأى من بود كه به خطا پيش گرفتم . همانا به على بن ابى طالب سه امتياز داده شده است كه اگر يكى از آنها به من عطا شده بود ، براى من از دنيا و آنچه كه در دنياست محبوب‌تر بود . هرآينه رسول خدا در روز غدير خم پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : آيا مىدانيد كه من به اهل ايمان از خودشان سزاوارترم ؟ گفتيم : آرى . فرمود : بار خدايا هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست ، دوست بدار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آن را كه او را دشمن دارد . على را در روز خيبر نزد

--> ( 1 ) . الخصايص 18 . ( 2 ) . العمدة ، ابن بطريق 48 . ( 3 ) . سنن ابن ماجة : 1 / 30 .