ميرزا أحمد الآشتياني
87
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
و ليس من أهل قرية و لا أهل بيت كانوا على معصيتي فأصابهم فيها ضرّآء فتحوّلوا عمّا اكره إلى ما أحبّ إلّا تحوّلت لهم عمّا يكرهون إلى ما يحبّون ، و قل لهم : إنّ رحمتي سبقت غضبي فلا تقنطوا من رحمتي فانّه لا يتعاظم عندي ذنب أغفره ، و قل لهم : لا يتعرّضوا معاندين لسخطي و لا يستخفّوا باوليآئي فانّ لي سطوات عند غضبي لا يقوم لها شيء من خلقي . [ الحديث 978 التوبة ] و فيه أيضا : باب « التوبة » عن معاوية بن وهب قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السّلام يقول : إذا تاب العبد توبة نصوحا أحبّه اللّه فستر عليه فى الدنيا و الاخرة ، فقلت : و كيف يستر عليه ؟ قال : ينسي ملكيه ما كتاب عليه من الذنوب و يوحي إلى جوارحه : اكتمي عليه ذنوبه ، و يوحي إلى بقاع الأرض : اكتمي ما كان يعمل عليك
--> و اندوه و بلايا كه سخت و ناگوار برايشان است گرفتارشان نمايم ) و نيست اهل قريه و نه اهل خانهاى كه بر معصيت و نافرمانى من باشند كه در اثر نافرمانى و گناهان ، غم و سختى و گزندى بايشان برسد پس از آنچه من خوش ندارم و نمىپسندم به آنچه دوست ميدارم منتقل شوند ( يعنى از گناهان دست بردارند و بطاعات و فرمانبرى روى آورند ) مگر آنكه آنها را از آنچه خوش ندارند و نمىپسندند به آنچه كه دوست ميدارند انتقال دهم ( يعنى غم و سختى و ناراحتى را از ايشان بر طرف سازم و آنان را بشادى و آسايش در زندگى برسانم ) و بايشان بگو همانا رحمت من بر غضبم سبقت نموده ، پس از رحمت من مأيوس و نوميد نشويد ، زيرا هيچ گناهى بر من بزرگ و دشوار نيست كه آن را بيامرزم ، و بگو بايشان كه خود را با عناد و دشمنىورزيدنشان ( بنافرمانى و گناهان ) بخشم و غضب من گرفتار ننمايند ، و دوستان مرا سبك و كوچك نشمارند ، زيرا براى من هنگام غضب و خشمم سختگيرىهائى است كه هيچ چيز از مخلوقات من ( از بندگان و وسايل دفاع آنها ) در برابر آن پايدارى و ايستادگى نتواند كرد . ( 1 ) 978 - و نيز در همان كتاب : باب « توبه » از معاوية بن وهب روايت شده كه از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود : هر گاه بنده از گناهانش با خلوص نيت توبه نمايد با عزم بر اينكه ديگر بنافرمانى بازگشت نكند خداوند او را دوست بدارد ، پس در دنيا و آخرت پردهاى بر او قرار دهد ( سرپوشى بر گناهانش مىنهد كه در دنيا و آخرت رسوا نشود ) عرض كردم چگونه بر او پرده قرار ميدهد ؟ فرمود : بر دو فرشتهء او ( كه اعمالش را مينويسند ) فراموشى را مسلط ميفرمايد كه آنچه از گناهان كه بر او نوشتهاند فراموش كنند ، و باعضاء و جوارحش وحى فرمايد كه گناهان او را پنهان داريد و بقطعات زمين