ميرزا أحمد الآشتياني
81
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
[ الحديث 971 استحباب الإشتغال بذكر اللّه عمّا سواه من العبادات المستحبّة ] و فيه أيضا : باب « استحباب الإشتغال بذكر اللّه عمّا سواه من العبادات المستحبّة » أحمد بن فهد في عدّة الدّاعي عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : إعلموا أنّ خير أعمالكم عند مليككم و أزكاها و أرفعها في درجاتكم و خير ما طلعت عليه الشّمس ذكر اللّه سبحانه و تعالى ، فانّه أخبر عن نفسه فقال : أنا جليس من ذكرني . [ الحديث 972 استحباب ذكر اللّه و قرائة القرآن عند خوف الصاعقة ] و فيه أيضا : باب « استحباب ذكر اللّه و قرائة القرآن عند خوف الصاعقة » عن أبي بصير قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن ميتة المؤمن ، قال : يموت المؤمن بكلّ
--> ( 1 ) 971 - و نيز در همان كتاب : باب « استحباب اشتغال بذكر خدا از ساير عبادات مستحبه » احمد بن فهد در عدة الداعى از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه فرمود : بدانيد همانا بهترين عملهاى شما نزد پادشاه شما ( خداوند ) و پاكيزهترين و بلند مرتبهترين آنها در درجات شما و نيكوترين چيزى كه خورشيد بر آن طلوع نموده ذكر خداوند سبحانه و تعالى است ، زيرا خداوند از خود خبر داده و فرموده : من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند . بيان : مقصود از ذكرى كه اين همه آثار جهت آن وارد گرديده مجرد لقلقهء زبان نيست ، چنانچه در حديث است : « رب تال للقرآن و القرآن يلعنه » بسا تلاوتكنندهء قرآن است در حالى كه قرآن او را لعنت مىكند ، بلكه مقصود از ذكر توجه قلبى بخداى تعالى است و تمام طاعات و عبادات از نماز و زكات و جهاد و غير اينها در صورتى موجب ترتب ثمرات و آثار است كه بسبب آنها بخداى تعالى توجه قلبى حاصل شود ، پس اگر كسى آن طور كه سزاوار است و از صميم قلب ذكر خدا گويد مسلما با دستورات پروردگار خود حتى در ارادهء قلبى هم مخالفت نكند ، زيرا توجه قلبى او به خداوند مانع از مخالفت و نافرمانيش ميگردد ، پس ذكر چنانچه از اهل لغت حكايت شده است عبارتست از حضور معنى در نفس ، و تكلم بالفاظ ذكر از لوازم اشتغال خاطر است به آن ، و خداوند متعال ميفرمايد : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً و نيز فرموده : وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي يعنى بدل خود متوجه من باش و نماز را به پا دار زيرا اقامه و به پا داشتن نماز از لوازم توجه قلبى به من است ، و در اين باب از امامان عليهم السّلام احاديثى هم وارد شده است . ( 2 ) 972 - و نيز در همان كتاب : باب « استحباب ذكر خدا و قرائت قرآن هنگام ترس از صاعقه » از ابى بصير روايت شده كه گفت از حضرت صادق ( ع ) سؤال نمودم از ( وسيله