ميرزا أحمد الآشتياني

64

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

لربّه ، و المغبون من غبن نفسه ، و المغبوط من سلم له دينه ، و السّعيد من وعظ بغيره و الشّقيّ من انخدع لهواه [ و غروره ] و اعلموا أنّ يسير الرّياء شرك و مجالسة أهل الهوى منساة للإيمان و محضرة للشيطان ، جانبوا الكذب فانّه مجانب للإيمان ، الصّادق على شفا منجاة و كرامة ، و الكذب على شرف مهواة و مهانة ، و لا تحاسدوا فانّ الحسد يأكل الايمان كما تأكل النّار الحطب ، و لا تباغضوا فانّها الحالقة ، و اعلموا أنّ الأمل يسهي العقل و ينسي الذكر ، فاكذبوا الأمل فانّه غرور و صاحبه مغرور .

--> همهء زيانها باشد و به هيچ وجه قابل تدارك و علاج نيست ) و مغبون و فريب داده شده كسى است كه بنفس خود زيان روا دارد و كسى كه ( سزاوار است ) مقامش آرزو شود و بحالش غبطه برند آن كسى است كه دينش براى او سالم بماند ، و سعادتمند كسى است كه از ديگران پند گيرد ، و شقى و بدبخت كسى است كه بخواسته‌ها و لذات نفسانى خود فريب خورد ، و بدانيد كه ريا و خود نمائى در عبادات هر چند كم و اندك باشد شرك به خداوند است ( زيرا عبادت‌كننده آن كسى را كه بجهتش رياكارى نموده او را در امور مؤثر دانسته و شريك خدا قرار داده ) و همنشينى و مجالست با پيروان هوى و هوسهاى نفسانى موجب فراموش نمودن ايمانست و جايگاه حضور شيطان مىباشد ، از دروغگوئى دورى و اجتناب كنيد كه آن بر طرف‌كنندهء ايمان است ، راستگو بر ساحل نجات و كرامت است و دروغگو مشرف به هلاكت و خوارى مىباشد ، و به يكديگر حسد نبريد زيرا حسد ايمان را مىخورد ( موجب زوال و فناء ايمانست ) همچنانچه آتش هيزم را مىخورد و فانى ميسازد ، و با يك ديگر دشمنى ننمائيد كه آن مصيبت بزرگ و موجب شرور و فساد و هلاكت و ريشه كن شدن دين و اجتماع است و بدانيد كه آرزو عقل را بغفلت و اشتباه مياندازد و باعث مىشود كه انسان خدا و مرگ و آخرت را فراموش نمايد ( چون شخص آرزومند تمام تدبير و فكر و اهتمامش را در وسائل رسيدن بآرزوى خود صرف مىكند ) پس آرزو را دروغ پنداريد زيرا آن فريبنده و موجب غفلت است و آرزومند فريب داده شده است ( آرزوها را از خود دور و بر طرف نمائيد چه بسا آرزومندان كه بآرزوى خود رسيده ، و يا پيش از آنكه بآرزوى خود برسند مرگ گريبان ايشان را گرفته و بسزا و عقوبت جنايات و گناهانى كه براى رسيدن بآرزوها مرتكب شده‌اند گرفتار گشته‌اند ) .