ميرزا أحمد الآشتياني

58

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

[ الحديث 934 فضائل أهل البيت ع و النص عليهم ] في أمالي الطّوسي : ( الجزء الثاني عشر ) عن أنس قال : نظر النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إلى عليّ عليه السّلام فقال : كذب من زعم أنّه يبغضك و يحبّني . [ الحديث 935 المختار من خطب أمير المؤمنين عليه السّلام ] في نهج البلاغة : باب « المختار من خطب أمير المؤمنين عليه السّلام » و من خطبة له عليه السّلام : الحمد للّه الّذي جعل الحمد مفتاحا لذكره ، و سببا للمزيد من فضله ، و دليلا على آلائه و عظمته . عباد اللّه ! إنّ الدّهر يجري بالباقين كجريه بالماضين ، لا يعود ما قد ولّى منه و لا يبقى سرمدا ما فيه ، آخر فعاله كأوّله ، متسابقة [ متشابهة ] اموره ، متظاهرة أعلامه فكأنّكم بالسّاعة تحدوكم حدو الزّاجر بشوّله ، فمن شغل نفسه به غير نفسه تحيّر في الظّلمات و ارتبك في الهلكات و مدّت به شياطينه في طغيانه و زيّنت له سيّىء

--> ( 1 ) 934 - در امالى طوسى : ( جزء دوازدهم ) از انس روايت شده كه پيغمبر اكرم ( ص ) بعلى ( ع ) توجه نموده و فرمود : دروغ ميگويد كسى كه گمان كند ( و عقيدهء باطل او چنين باشد ) كه تو را دشمن دارد و مرا دوست ميدارد ( يعنى دشمنى نسبت به تو با دوستى و محبت به من هرگز سازش ندارد ، و هر كس تو را دشمن بدارد مرا نيز دشمن داشته است ) . ( 2 ) 935 - در نهج البلاغه : باب « مختار از خطبه‌هاى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام » است كه از جملهء خطبه‌هاى آن حضرت اينست كه فرمود : سپاس و ستايش مختص آن خدائى است كه حمد را كليدى براى ذكر و ياد خود و سبب ازدياد انعام خويش و دليل بر نعمتها و عظمت خود قرار داد . بندگان خدا ، همانا روزگار سپرى مىشود ببازماندگان مانند سپرىشدنش بگذشتگان ( يعنى چنانچه ايشان را باقى نگذاشت و از سراى فانى بدار باقى برد شما را نيز باقى نخواهد گذاشت ) آنچه از آن پشت كرد و گذشت برنميگردد ، و آنچه در آن موجود است هميشه و دائم باقى نميماند ، رفتار آخر آن مانند اول آنست ، امور و آثار آن بر يك ديگر پيشى ميگيرند و نشانه‌هاى رفتار آن كمك و معاون يك ديگرند ( در دنيا گرفتاريها و آسودگى و فقر و ثروت و بيمارى و سلامتى و عزت و ذلت براى افراد مردم باشد و ارزش و اعتبارى براى روزگار نيست و بايد از رفتار آن عبرت گرفت و دل به آن نبست ) پس گويا شما با قيامت قرين هستيد ( از جهت بسيار نزديك بودن ) شما را ميراند مانند راندن ساربان شتران مادهء پستان خشك‌شدهء سبك سير را ، پس كسى كه خود را مشغول سازد به غير خود ( يعنى تمام عمر خود را به دنيا و آلايش آن مصروف دارد و از تحصيل علم و معرفت و طاعت و تهذيب نفس و تخلق بخلق انسانى چشم بپوشد ) در تاريكيهاى گمراهى و جهل ، حيران و سرگردان شود و در آنچه موجب هلاكت و نابوديها است بيفتد و فرو رود و براى او