ميرزا أحمد الآشتياني
44
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
لم يقو ، و على صاحب الأربع خمسا لم يقو ، و على صاحب الخمس ستّا لم يقو ، و على صاحب الستّ سبعا لم يقو و على هذه الدّرجات . [ الحديث 900 في أنّ الايمان عشر درجات بمنزلة السلّم ] و فيه أيضا : في ذلك الباب ، عن عبد العزيز القراطيسي قال : قال لي أبو - عبد اللّه عليه السّلام : يا عبد العزيز ! إنّ الايمان عشر درجات بمنزلة السلّم ، يصعد منه مرقاة بعد مرقاة ، فلا يقولنّ صاحب الإثنين لصاحب الواحد لست على شيء حتّى ينتهي إلى العاشرة ، فلا تسقط من هو دونك فيسقطك من هو فوقك ، و إذا رأيت من هو أسفل منك بدرجة فارفعه إليك برفق ، و لا تحملنّ عليه ما لا يطيق فتكسره فانّ من كسر مؤمنا فعليه جبره .
--> است درجهء سوم را ، و بر داراى درجهء چهارم را ، و بر كسى كه داراى درجهء چهارم است درجهء پنجم را ، و بر داراى درجه پنجم درجهء ششم را ، و بر صاحب درجهء ششم درجهء هفتم را ، نيرو و توانائى بر حمل آن ندارد و تاب نمىآورد و ساير درجات ايمان نيز چنين است . ( 1 ) 900 - و نيز در همان كتاب و باب : از عبد العزيز قراطيسى روايت شده كه حضرت صادق ( ع ) به من فرمود : اى عبد العزيز ، همانا ايمان ده درجه است و مانند نردبان است كه از پلهاى بپلهء ديگر آن بالا ميروند ، پس صاحب دو درجهء ايمان به كسى كه داراى يكدرجه است هرگز نگويد كه تو بر چيزى ( از درجات ايمان ) نيستى و همچنين تا بدرجهء دهم ايمان برسد ( يعنى كسى كه داراى درجهء بالاتر ايمان است به كسى كه در درجه از او پائينتر است نگويد كه تو داراى ايمان نيستى ) و كسى كه در درجات ايمان از تو پستتر است ساقط از درجهء اعتبار مشمار ( و از زمرهء مؤمنين خارج مكن ) كه در اين صورت كسى كه برتر از تو مىباشد تو را ( از زمرهء مؤمنين ) خارج ميشمارد ، و هر گاه كسى را ديدى كه ( مرتبهء ايمانش ) يكدرجه پائينتر از تو است او را با مهربانى و مدارا ( و آموزش وسائل ترقى و پيشرفت ) بدرجهء خود برسان ، و چيزى را كه طاقت نمىآورد هرگز بر او تحميل منما كه او را در هم ميشكنى ، پس همانا هر كسى كه مؤمنى را در هم شكند لازم است بر او كه جبران شكستگى وى كند ( مقصود آنست كه در قسمت معارف دينى و عقايد از سخنانى كه در خور فهم و استعداد مستمع و شنونده نيست بايد خوددارى و پرهيز نمود تا موجب گمراهى او نشود ، و نسبت بعبادات و طاعات در اعمال مستحبه و مكروهه نبايد اصرار داشت تا باعث شود كه طاقت نياورد و يكسره از دين بيزار و خارج شود ) . و اين قسمت در ضمن حديث مفصّلى است كه در كافى ( باب درجات ايمان ) از حضرت