ميرزا أحمد الآشتياني
105
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
يا ربّ ! سلّطت علىّ الشيطان و أجريته منّي مجرى الدّم فاجعل لي شيئا ، فقال : يا آدم ! جعلت لك أنّ من همّ ذريّتك بسيّئة لم تكتب عليه ، فان عملها كتبت عليه سيّئة ، و من همّ منهم بحسنة فان لم يعملها كتبت له حسنة ، فان هو عملها كتبت له عشرا ، قال يا ربّ زدني ، قال : جعلت لك انّ من عمل منهم سيّئة ثمّ استغفر غفرت له ، قال يا ربّ زدني ، قال : جعلت لهم التوبة أو قال بسطت لهم التوبة حتّى تبلغ النفس هذه ، قال يا ربّ حسبي .
--> آدم ( ع ) ( به خداوند ) عرض كرد اى پروردگار من ، شيطان را مسلط نمودى بر من و او را راه دادى در من هر جايى كه خون در ( عروق و اعضاء ) من جريان دارد ، پس چيزى براى من قرار بده ( تا بوسيلهء آن از مفاسد و زيانهاى تسلط شيطان دفاع و جلوگيرى شود ) پس خداوند فرمود : اى آدم ، قرار دادم براى تو اينكه هر كس از ذريه و اولاد تو گناهى را قصد نمايد ( و آن را انجام ندهد گناهى ) بر او نوشته نشود ، و اگر آن را بجا آورد يك گناه بر او نوشته شود ، و كسى كه از اولاد تو حسنه و كار نيكى را قصد و اراده نمايد پس اگر آن را بجا نياورد يك حسنه ( بواسطهء قصد انجام دادن كار نيك ) براى او نوشته شود ، و اگر آن را بجا آورد ده حسنه براى او نوشته شود ( چنانچه در قرآن كريم هم فرموده : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ، وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ، زيرا حواس ظاهرهء پنجگانه و حواس باطنه در معصيت موافقند و تحميل بر آنها نيست ، پس معصيت يكى نوشته مىشود ، ولى در طاعات و كارهاى نيك ، بر قوى و حواس دهگانه مشقت و رنج است بدين جهت پاداش يك عمل نيك ده حسنه خواهد بود ) حضرت آدم ( ع ) عرض كرد اى پروردگار من ( رحمت و وسيلهء دفاع از تسلط شيطان را ) نسبت به من زياد نما ، خداوند فرمود : براى ( ذريهء ) تو قرار دادم اينكه هر كس از آنها كار بد و گناهى را بجا آورد سپس ( پشيمان شود و از من ) طلب آمرزش نمايد او را مىآمرزم ، حضرت آدم ( ع ) عرض كرد اى پروردگار براى من زياد فرما ( رحمت خود را ) خداوند فرمود : براى ايشان ( اولاد تو ) توبه را قرار دادم و يا فرمود : ( وقت ) توبه را وسعت دادم براى آنها تاجان بگلو برسد ، حضرت آدم ( ع ) عرض كرد اى پروردگار من ( آنچه كه به من مرحمت فرمودى ) مرا كفايت مىكند . بيان : در اول حديث جملهاى كه حضرت آدم ( ع ) به خداوند عرض كرده ، شيطان را راه دادى در هر جايى كه خون جريان دارد از عروق و اعضاء من ، به جهت آنست كه ارتباط و تسلط شيطان بر آدمى بواسطهء قوهء واهمه و خيال است ، و واسطهء ارتباط قوهء واهمه و خيال با بدن انسان ، روح حيوانى است كه آن همان بخارات خون است ، پس در هر جا خون جاريست شيطان در آن راه دارد ) .