ميرزا أحمد الآشتياني

89

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

صاحب في الوحدة ، و سلاح على الأعداء ، و زين الأخلّاء ، يرفع اللّه به أقواما يجعلهم في الخير أئمّة يقتدى بهم ، ترمق أعمالهم و تقتبس آثارهم ، و ترغب الملائكة في خلّتهم ، يمسحونهم بأجنحتهم في صلاتهم ، لأنّ العلم حياة القلوب و نور الأبصار من العمى ، و قوّة الأبدان من الضعف ، و ينزّل اللّه حامله منازل الأبرار ، و يمنحه مجالسة الأخيار في الدّنيا و الآخرة ، بالعلم يطاع اللّه و يعبد ، و بالعلم يعرف اللّه و يوحّد ، و بالعلم توصل الأرحام ، و به يعرف الحلال و الحرام ، و العلم إمام العقل و العقل تابعه ، يلهمه اللّه السّعداء و يحرمه الأشقياء .

--> دفع شبهات آنها ، و زينت و جمالست براى دوستان دين ؛ بلند ميگرداند خداوند به آن علم ، درجه و مقام مردمانى را ، پس قرار ميدهد آنها را در كارهاى خير پيشوايانى كه به آنها اقتدا شود و اعمال ايشان مورد توجه ديگران قرار گيرد ، و بعد از ايشان از علوم آنها استفاده شود ، و فرشتگان حق در دوستى ايشان رغبت و ميل كنند ، هنگام نماز ببالهاى رحمت خود ايشان را فرا گيرند ، زيرا دانش موجب زندگى دلها و روشنى چشمها از كورى است ( مراد بصيرت و بينائى دل از كورى جهل و نادانى است ) و نيروى بدنهاى ضعيف است ( و چون ارواح بواسطهء دانائى و معارف الهيه قوت يافت البته در تقويت بدنها و دفع ضعف آنها مؤثر خواهد بود ) و جاى دهد خداوند صاحبان علم و دانش را در محل نيكان ، و عطا فرمايد او را همنشينى با خوبان در دنيا و آخرت ؛ و بدانش و علم ، فرمانبرى و پرستش خدا شود ، و بسبب علم ، خدا شناخته و يگانگى او دانسته شود ، و بعلم صلهء ارحام شود ، و به آن ، حلال و حرام پروردگار شناخته گردد علم پيشواى عقل است و عقل پيرو آنست ، الهام ميفرمايد خداوند علم و دانش را به نيكبختان ( يعنى خدا نور دانش را در دل آنها قرار ميدهد ) و محروم ميگرداند از آن بدبختان را . مصطفائى كو كه جسمش جان بود * تا كه رحمان علم القرآن بود اهل تن را جمله علم بالقلم * واسطه افراشت در بذل و كرم تو رعيت باش چون سلطان نه اى * تك مران چون مرد كشتيبان نه‌اى انصتوا را گوش كن خاموش باش * چون زبان حق نگشتى گوش باش كودك اول چون بزايد شير نوش * مدتى خامش بود او جمله گوش مدتى ميبايدش لب دوختن * از سخن گويان سخن آموختن