ميرزا أحمد الآشتياني
58
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
صدق عبدى ، إيّاى يعبد ، اشهدكم لا ثيبنّه على عبادته ثوابا يغبطه كلّ من خالفه في عبادته لى ، فإذا قال : « وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » قال اللّه عزّ و جلّ : بى استعان عبدى و التجأ إلىّ ، اشهدكم لا عيننّه [ على أمره ] و لا غيثنّه في شدائده ، و لآخذنّ بيده يوم نوائبه ، فإذا قال : « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ » إلى آخر السورة ، قال اللّه تعالى : هذا لعبدى و لعبدى ما سأل ؛ فقد استجبت لعبدى و أعطيته ما أمّل و آمنته ممّا منه و جل « الخبر » . [ الحديث 86 في علم الله تعالى ] في المجلّد الثّانى من البحار : ( كتاب التّوحيد ) باب « العلم و كيفيّته » ( التوحيد ) عن محمّد بن مسلم ، عن أبيجعفر عليه السّلام قال : سمعته عليه السّلام يقول : كان اللّه و لا شيء غيره ، و لم يزل اللّه عالما بما كوّن ، فعلمه به قبل كونه كعلمه به بعد ما كوّنه . [ الحديث 87 هل يكون اليوم شيء لم يكن في علم اللّه بالأمس ؟ ] و فيه أيضا : في ذلك الباب ( التّوحيد ) عن ابن حازم ، قال : سألت
--> « إِيَّاكَ نَعْبُدُ » بگويد ، خداوند جل جلاله فرمايد : بندهء من مرا پرستش مىكند ، گواه باشيد هر آينه بر عبادت و پرستش او پاداشى دهم كه آنان كه در پرستش ( من ) با او مخالفت ميكنند غبطه ميخورند ، پس هنگامى كه بگويد وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ خداوند با عزت و جلال فرمايد : بندهء من از من كمك خواسته و به من پناهنده شده ، گواه باشيد البته او را [ بر كارهايش ] كمك دهم ، و در سختىها بفرياد او رسم ، و روز رسيدن مصائب دست او گيرم ( يعنى او را كمك داده و مصيبت را بر او آسان كنم ) پس هنگامى كه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ گويد تا آخر سوره ( حمد ) خداوند برتر از هر چيز فرمايد : اين ( سخن ) براى بندهء منست ، و براى بنده است آنچه خواسته ، بتحقيق اجابت نمودم براى بندهء خود و عطا فرمودم او را آنچه آرزو داشت و امان دادم او را از آنچه مىترسيد . ( 1 ) 86 - در جلد دوم بحار : ( كتاب توحيد ) باب « علم و چگونگى آن » ( از كتاب توحيد ) از هشام بن سالم از محمد بن مسلم از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه گفت از آن حضرت شنيدم ميفرمود : خداوند بود و چيزى جز او نبود ، و خدا در مرتبهء ذات خود بمخلوقات خود هميشه دانا بود ، پس دانائى او بمخلوقات پيش از ايجادشان چون دانائى اوست به آنها پس از ايجادشان . ( 2 ) 87 - و نيز در همان جلد و باب : ( از كتاب توحيد ) از ابن حازم روايت شده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا امروز چيزى هست كه خداوند ديروز