ميرزا أحمد الآشتياني
40
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
اللّسان بليغ في الخطاب شجاع القلب ، فقال : يا أمير المؤمنين هل رأيت ربّك ؟ فقال عليه السّلام : ويلك يا ذعلب ، ما كنت أعبد ربّا لم أره ، قال : يا أمير المؤمنين كيف رأيته ؟ قال عليه السّلام : يا ذعلب ! لم تره العيون بمشاهدة الأبصار و لكن رأته القلوب بحقائق الإيمان ، ويلك يا ذعلب ! إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ اللّطافة فلا يوصف باللّطف ، عظيم العظمة لا يوصف بالعظم ، كبير الكبرياء لا يوصف بالكبر ، جليل الجلالة لا يوصف بالغلظ ، قبل كلّشيء لا يقال شيء قبله ، و بعد كلّشيء لا يقال له بعد ، شاء
--> خطبه ميخواندند و موعظه ميفرمودند شخصى برخاست كه نامش ذعلب بود ( مراد ذعلب يمانى است كه از اصحاب مخصوص حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود و سؤالى كه از آن حضرت نمود براى ارشاد و تنبه حاضرين در مجلس بود ) شيوا زبان و صاحب بلاغت در بيان و با قوت قلب بود ، پس عرض كرد : اى امير مؤمنان آيا خداى خود را ديدهاى ؟ حضرت فرمود : واى بر تو ( كه گمان كردى ذات مجهول و غير مشهودى را پرستش ميكنم ؟ ) نيستم من كه پرستش كنم خدائى را كه نديده باشم ، ذعلب عرضكرد : اى امير المؤمنين چگونه او را ديدى ؟ حضرت فرمود : چشمهاى سر او را نتواند ديد ولى دلها او را بمرتبهء كاملهء ايمان مىبينند ، واى بر تو اى ذعلب ، همانا پروردگار من در نهايت لطافت است ليكن نه لطافتى كه ممكنات را بدان وصف ميكنند ( بلكه مراد تجرد از ماهيت است و داراى لطافت ذاتيه است يعنى علاوه از مجرد بودن از ماده ، منزه از ماهيت نيز هست كه جهت ظلمانيت مىباشد ، پس لطافت ذات او عارض و صفت ذاتش نيست كه غير ذاتش باشد مثل جسم روان مخصوصى كه لطافت و رقت صفت اوست ) . پاك از آنكه جاهلان دانند * پاكتر زانكه عاقلان خوانند بزرگى ذات مقدسش بزرگى جسمانى نيست ( تا بامتدادات طولانى و ابعاد جسمانى وصف شود ) بلكه بزرگى است كه عظمت او عبارت از احاطه به تمام موجودات است و عين ذات اوست نه وصف زائد بر ذاتش باشد ، و داراى سلطنت بر تمام خلق است كه عبارت از ملك دنيا و آخرت باشد ، و سلطنت هم ذاتى اوست نه وصف عارض ، و داراى قدر و جلالت ذاتى است كه آن هم وصف زياده بر ذاتش نيست . پيش از همه موجوداتست و چيزى پيش از او نيست ( زيرا او علت فاعلى و آفرينندهء موجوداتست و چيزى او را نيافريده است ) و بعد از همه موجوداتست ليكن نه بعديت زمانى ( زيرا علت غائى موجودات مىباشد ، يعنى ايجاد و پديد آوردن موجودات براى غرضى غير ذات مقدسش نيست بلكه چون ذات اقدس خداوند عين كمال كه عبارت از نور حيات و علم و قدرت است بوده و كمال محبوب بالذات است پس ذات مقدسش بالذات محبوب او مىباشد و تمام