ميرزا أحمد الآشتياني

106

طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )

الحكمة ، فإنّي لم أجعل الحكمة في قلب أحد إلّا و أردت أن أغفر له ، فتعلّمها ثمّ اعمل بها ثمّ أبذلها كى تنال كرامتي في الدّنيا و الآخرة . [ الحديث 188 من أطاع الله لم يكله إلى غيره ] و فيه أيضا : باب « خاتم الأنبياء » قال : ( يعنى أبا جعفر عليه السّلام ) و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم : قال اللّه جلّ جلاله : أيّما عبد أطاعني لم أكله إلى غيري ، و أيّما عبد عصاني وكلته إلى نفسه ثمّ لم ابال بأىّ و ادهلك .

--> و برتر از هر چيز بموسى عليه السّلام فرموده : بزرگ شمار حكمت را ( يعنى معارف حقه الهيه را ) زيرا من قرار ندادم حكمت را در دل كسى مگر آنكه خواستم او را بيامرزم ، پس يادگير حكمت را و عمل نما به آن ، سپس بذل و بخشش كن آن را ( يعنى به ديگران بياموز ) تا بكرامت دنيا و آخرت من نائل شوى . اى دل آنجا رو كه با تو روشنند * وز بلاها مر ترا چون گلشنند در ميان جان ترا جا مىكنند * تا ترا پر باده چون جامى كنند در ميان جان ايشان خانه گير * در فلك خانه كن اى بدر منير جزء را از كل خود پرهيز نيست * با مخالف اين همه آميز چيست مر ترا دشنام و سيلى شهان * بهتر آيد از ثناى گمرهان ( 1 ) 188 - و نيز در همان كتاب : باب « خاتم انبياء صلّى اللَّه عليه و آله » است كه فرمود : ( يعنى حضرت باقر عليه السّلام ) رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : خداى با عظمت و جلال فرموده : هر بنده‌اى كه اطاعت و فرمانبرى من كند او را به غير خود وانگذارم ( امور او را خود تكفل و اصلاح نمايم ) و هر بنده‌اى كه نافرمانى من كند او را به خودش واگذارم و باكى نباشد مرا كه بكدام سرزمين هلاك شود ( خلاف مصلحت من نيست كه او را نگهدارى و حفظ ننمايم كه بهر كجا و بهر سبب هلاك شود نتيجه اعمال خود اوست . هر كه بينى در زيانى ميرود * گر چه تنها با عوانى ميرود گر از او واقف بدى افغان زدى * پيش آن سلطان سلطانان شدى ريختى بر سر به پيش شاه خاك * تا امان ديدى ز ديو سهمناك مير ديدى خويش را اى كم ز مور * زان نديدى آن موكل را تو كور غره گشتى زين دروغين پر و بال * پر و بالى كو كشد سوى و بال پر سبك دارد ره بالا كند * چون گل آلو شد گرانيها كند جهد كن پر را گل آلوده مكن * ليك گوشت كر شد و پندم كهن