المحقق السبزواري

94

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

اندك خبرى امرا و خواصّ خود را برنجاند و به انواع درشتيها و لعن و شتم ايشان را مىآزرده باشد و چون اين خصلت از اعتدال بيرون باشد باعث تنفّر همگى خواصّ گردد و كار به جايى رسد كه بر دفع و اهلاك او متّفق شوند . و همچنين است هرگاه پادشاه طريقهء عداوت با طايفه‌اى از سپاه و لشكريان خود مسلوك دارد و در مقام آزار و ايذاى ايشان درآيد . اين امر ، بالاخره به آن كشد كه آن طايفه در عداوت او متّفق شوند و در مقام اهلاك او درآيند ، چنان كه مرداويج « 1 » را واقع شد . بلكه پادشاه را بايد كه به رفق و مدارا سلوك نمايد و به زبان خوشى و نرمى متكلّم باشد و تا گناهى سرنزند خشونت نكند و زود از جا درنيايد و بعد از صدور گناه نيز تأمّل كند . اگر مصلحت در ايذا و اهانت داند ، به عمل آورد و الّا عفو كند . خداى عز و جلّ در قرآن مجيد فرموده : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ « 2 » [ 15 ب ] اين آيه خطاب است به حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله چون كفّار با آن همه بدى و ناراستى و ناهموارى كه مىكردند حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بر ايشان رحيم و مشفق و مهربان بود و حسن‌خلق و نرمى و هموارى سلوك مىفرمود . حق تعالى مىفرمايد كه ، « اين خوى خوش و هموارى نسبت به جماعت غليظان و جفاكاران اجلاف از جانب تو نيست ، بلكه بر رحمتى از جانب خدا بر ايشان نرم شدى و اگر مىبودى فظّ - يعنى ، درشتخوى يا سختگوى - يا جفاكار ، هر آيينه اصحاب تو پراكنده مىشدند از دور تو . پس ، عفو كن از تقصيرى كه ايشان در حقّ تو كرده‌اند و طلب مغفرت كن جهت ايشان » . و بايد كه پادشاه يك طايفه از لشكريان را برنگزيند و ايشان را بر طوايف ديگر ترجيح ندهد ، كه اين باعث اختلاف و فساد ملك مىشود . بلكه پادشاه با همهء طوايف به يك نسبت سلوك كند و در بذل مال و جاه و مهربانى مراعات حال همه نمايد . و حكما

--> ( 1 ) . مرداويج پسر زيار ، مؤسّس سلسلهء زياريان است كه توانست در شورش اسفار بن شيرويه ، سردار سامانيان ، به سال 315 ق . فرصت را غنيمت شمرده ، تقريبا تمام ناحيهء شمال ايران را متصرّف شود . سپس دايرهء قدرتش تا اصفهان و همدان نيز بسط يافت ، امّا در سال 323 ق . به علّت سوء خلقش به‌دست سپاهيان ترك خود به قتل رسيد . بوسورث ، كليفورد ادموند ، سلسله‌هاى اسلامى ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ، صص 148 ، 149 . ( 2 ) . آل عمران : 159 .