المحقق السبزواري

91

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

قوچان به اردو پيوست . و سلطان بر سرير دولت و عظمت نشسته فرمود كه ارغون را در ميانه آفتاب گرم ، كه از حرارت دوزخ نشان مىداد ، بازداشتند . بعد از ساعتى ، سلطان خرامان از بارگاه بيرون آمده در حوالى اردو به جانور پرانيدن اشتغال نمود و چون به خرگاه « 1 » معاودت نمود ، ارغون را پيش طلبيده در كنار گرفت و نويد داد كه ، حكومت خراسان به دستور زمان اباقا خان بر تو مقدّر خواهم داشت . و جهت شاهزاده خرگاهى تعيين نمود ، ليكن خاطر ايشان بىآرام بود و قرار نمىگرفت و فرمان شد كه بوقا با چهار هزار كس محافظت ايشان نمايند . روز ديگر ، سلطان احمد را هواى وصال تورى « 2 » خاتون كه از خواتين او بود و در اردوى اصلى گذاشته بود غالب شده ، آهنگ عراق ساز كرد و اليناق را جهت كوچ دادن اردوى شاهزاده [ 14 ب ] مقرّر فرمود و مقرّر نمود كه اليناق بعد از يك هفته ارغون را هلاك سازد و از كمال خفّت و طيش « 3 » اردو و لشكر و چنان دشمنى را درهم گذاشته به هوس عشرت و عيش ماهرويان تركى روان شد . و چون سلطان غايب شد ، اهل حسد فرصت يافتند . بوقا به قوّت برادر ، كه قوى بود ، بر صحيفه ضمير امرا و شاهزادگان نگاشت كه ، سلطان احمد اروغ « 4 » چنگيز خان را متبدّل خواهد گردانيد و به تعليم صاحب ديوان مسلمانان را تقديم خواهد داد . مرد خردمند اگر هنگام فرصت از دست بدهد و تدارك حوادث ننمايد ، در خون خود سعى كرده باشد و در دو جهان معذور نباشد . مصلحت جميع آن است كه شاهزاده هلاجو « 5 » خود را به خانى برداريم و احمد را از سرير سلطنت بيندازيم و اين امر عظيم به خلاصى ارغون صورت مىيابد . تمامت الوس « 6 » را مصلحت بوقا مستحسن نموده بر اين اتفاق كرده مقدّر نمودند كه چون شب شود اين عزيمت به امضاء رسانند ؛ و هريك در مقام خود منتظر وقت ميعاد بودند و چون وقت شد ، بوقا نزديك به خوابگاه ارغون خان رفته دامن خيمه را برداشت . ارغون از بستر مضطرب برجست ، چه گمان كرد كه موسم وداع جوانى و عيش

--> ( 1 ) . خيمهء بزرگ ، سراپرده . ( 2 ) . روضة الصفا ، جلد دوم ، تهذيب و تلخيص زرياب خويى ، ص 924 : « تودى » . ( 3 ) . سبك مغزى . ( 4 ) . كلمه‌اى تركى و مغولى به معنى خانواده ، دودمان ، خويشان و اعقاب . اروق ، اورغ ، اوروق نيز به كار رفته است . ( 5 ) . پسر دوازدهم هولاكو خان . ( 6 ) . لفظى تركى و مغولى كه به معنى طايفه ، قبيله و جماعت است .