المحقق السبزواري

845

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

ايشان است بر طلب صلاح نفسهاى ايشان ، و باعث استغناى ايشان است از فراگرفتن آن چيزهايى كه در تحت يد و قدرت ايشان است ، و حجّتى است بر ايشان هرگاه مخالفت امر تو كنند و بشكنند امانت تو را و خيانت كنند . پس از آن ، تفقّد اعمال ايشان مىكرده باش ، و از كارهاى ايشان خبردار باش ، و جاسوسان از اهل صدق و وفا بر ايشان بفرست كه اخبار ايشان را به تو رسانند . پس ، به درستى كه تعاهد امور ايشان در پنهانى و خبر داشتن از كارهاى ايشان ، برانگيختن و راندنى است ايشان را بر كار فرمودن امانت و رفق ورزيدن با رعيت . » « و تحفّظ من الأعوان ؛ فإن أحد منهم بسط يده إلى خيانة اجتمعت عليه بها « 1 » عندك أخبار عيونك ، اكتفيت بذلك شاهدا ، و بسطت « 2 » عليه العقوبة في بدنه ، و أخذته بما أصاب من عمله ، ثمّ نصبته بمقام المذلّة ، و وسمته بالخيانة ، و قلّدته عار التّهمة . » « و نگاه‌دار خود را از يارىدهندگان خائن . پس ، اگر يكى از ايشان پهن كند دست خود را به خيانت كه مجتمع شود به آن خيانت اخبار جاسوسانت ، اكتفا به آن گواهى بكنى و شاهدى ديگر نطلبى ، و نهى كنى بر آن خائن عقوبت در بدن او ، و مؤاخذه كنى او را به آنچه اضافه كرده از شغل و عمل خود . پس ، او را نصب كنى در مقام ذلّت و خوارى ، و او را موسوم سازى به خيانت و در گردن او اندازى قلّادهء عار تهمت . » « و تفقّد أمر الخراج بما يصلح أهله ، فإنّ في صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم ، و لا صلاح لمن سواهم إلّا بهم ، لأنّ النّاس كلّهم عيال على الخراج و أهله . » « و تفقّد و بازرسى كن خراج را به آنچه كه اصلاح اهل خراج - يعنى ، رعايا كه دهندگان خراجند بشود . يعنى ، بازرس كه خراج ضايع نشود ، و خراج را بر نحوى بگير كه اصلاح حال خراجگزاران بشود - پس ، به درستى كه در صلاح و قوام خراج و خراجگزاران صلاح ديگران است و صلاحى نيست ديگران را ، الّا به ايشان كه دهندگان

--> ( 1 ) . در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد و چاپ صبحى صالح : « اجتمعت بها عليه » . ( 2 ) . در ديگر نسخ : « فبسطت » .