المحقق السبزواري

840

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

لطف امور ايشان را به جهت اعتماد كردن بر تفقّد عظيم از امور ايشان . يعنى ، هرگاه تفقّد كلّيات و معظمات امور ايشان بكنى ، چنان نكنى كه بر آن اعتماد كرده ترك تفقّد و مراعات جزئيات امور ايشان كنى كه به درستى كه يسير و اندك از لطف تو را موضعى است كه منتفع مىشوند به آن ، و جسيم و بزرگ لطف تو را موقعى است كه مستغنى و بىنياز نيستند از آن . » « و ليكن آثر روؤس جندك عندك من واساهم في معونته ، و أفضل عليهم من جدته ، بما يسعهم و يسع من وراءهم من خلوف أهليهم ، حتّى يكون همّهم همّا واحدا في جهاد العدوّ ؛ فإنّ عطفك عليهم يعطف قلوبهم عليك ، [ و إنّ أفضل قرّة عين الولاة استقامة العدل في البلاد ، و ظهور مودّة الرّعيّة . و إنّه لا تظهر مودّتهم إلّا بسلامة صدورهم ، ] « 1 » و لا تصحّ نصيحتهم إلّا بحيطتهم على ولاة الأمور ، و قلّة استثقال دولهم ، و ترك استبطاء انقطاع مدّتهم . » « و بايد كه برگزيده‌ترين رؤسا و سرداران لشكر تو نزد تو كسى باشد كه مواسات كند با لشكريان در يارى دادن به ايصال ارزاق و اقوات به ايشان ، و افضال و احسان كند بر ايشان از توانگرى خود به آنچه واسع باشد ايشان را ، و واسع باشد كسانى را كه از وراى ايشانند از بازماندگان اهل ايشان - غرض آن است كه برگزين از رؤسا كسى را كه مددكارتر و بخشنده‌تر باشد بر سپاه - تا هم ايشان در جهاد عدوّ هم واحد باشند [ 210 آ ] و يكدل و يكجهت باشند - مجملا آنكه با سپاه خود مهربان و مشفق بايد بود - پس ، به درستى كه شفقت تو بر ايشان مهربان مىسازد دلهاى ايشان را به تو . [ و نيكوترين چيزى كه حكمرانان را خشنود مىدارد ، برپا داشتن عدل و دادگرى در شهرها و آشكار ساختن دوستى رعيّت مىباشد . و دوستى آنان آشكار نمىگردد ، مگر به سالم ماندن سينه‌هاشان . ] « 2 » و درست نمىشود نصيحت و اخلاص ايشان ، الّا به نگاهبانى و نگاهدارى و مهربانى ايشان بر واليان ايشان ، و به آنكه كم مىكرده باشند ثقيل گرفتن دولتهاى ايشان را - يعنى ، دولتهاى واليان را گران نگيرند و باعث خوشى عيش خود

--> ( 1 ) . از چاپ فيض الاسلام ، ص 1006 و چاپ صبحى صالح ، ص 433 افزوده شد . اين عبارات در شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد نيست . ( 2 ) . از فيض الاسلام ، ص 1008 اضافه گرديد .