المحقق السبزواري

809

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و جماعتى كه در سرانجام مأكول و ملبوس و مشروب و ساير خدمات جزئيه منسوبند رسيده ، آنچه زياد باشد و عبث باشد يا زياده از قدر استحقاق مرسومات كلّى گيرند يا طمعهاى بى جا كنند و باعث نقصان و خسارت شوند اصلاح و تبديل و تعديل نمايد ؛ و اگر كسى را بايد به كارى ديگر كه در ملك و ملّت دخيل باشد منسوب سازد تا هيچ كار بى جا نباشد و همهء امور بر وفق قوانين حكمت و عقل جارى باشد . و همچنين به حقيقت احوال عمّال و اعمال بايد رسيد ، به حسب كميّت و كيفيت . و مقرّرات و مرسومات و فوايد و منافع هريك را به اندازه و ضابطه و قاعده و ضابطهء درست مقرّر بايد نمود تا از آنچه شرط است و معتبر است تجاوز و تعدّى نشود . ديگر ، بايد كه انعامات و هبات و مرسومات و عطاياى پادشاه بىجا و بىموقع نباشد و بر وفق اندازهء خدمت و حدّ اهليّت و استحقاق بوده باشد ، و نسبت يكسان باشد كه در امور دين يا امور ملك دخل دارند يا جهت حفظ رونق و آبروى پادشاهى و نيكنامى و جلب قلوب دشمنان و رفع شرّ ايشان بوده باشد يا نسبت به فقرا و مساكين و يتيمان و ضعيفان و عاجزان كه امداد و اعانت ايشان باعث دوام نعمت و بقاى دولت است شود يا از بابت صلهء ارحام بوده باشد ، و امثال آن‌كه فايدهء آن به حسب عقل و شرع مستحسن و ممدوح است ، و بيموقع نباشد ، و بر وجه اسراف و تبذير نباشد كه مذمّت اسراف در قرآن مجيد و كلام اصحاب عصمت عليهم السّلام بسيار است ، و مسرف را خداى عز و جلّ دوست نمىدارد ، چنان كه در قرآن مجيد فرموده و ايشان را برادران شياطين گرفته . پس ، از چنين امرى احتراز تمام لازم است كه باعث هلاك دين و فساد دنيا و بدنامى در جهان مىگردد . ديگر ، در تخفيف خرجهاى مردم بايد كوشيد و طريقهء اسراف و تبذير و اعتبار تكلّفات در مآكل و ملابس و مساكن و انواع زينتها را مستقبح و مستهجن و ناخوش گرفت ، چنان كه پادشاه از خواصّ و مقرّبان و وزرا و امرا اين امور را نپسندد و بر آن نكوهش نمايد و اظهار ناخشنودى كند و خود نيز از اين طريقه احتراز نمايد و تقدير و تدبير معيشت و ترك اسراف و تكلّفات را مدح كند ؛ چه هرگاه پادشاه به اين طريقه مايل شود ، مردمان نيز رغبت به اين طريقه كنند و كار بر مردم آسان شود و از پادشاه توقّع بسيار نكنند ، و رعايا مرفّه شوند و ملك معمور گردد و خزاين‌آباد شود ، و عمارت و