المحقق السبزواري
778
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
نيفتند خود را از بروج قلعه به زير افكنده هلاك شدند » . و فايدهء اين حكايت آن است كه با تجّار و غرباى هر ديار سلوك نيكو نمودن لازم است ، و تعدّى و ظلم نسبت به ايشان در عقبى و دنيا نتيجهء بد مىدهد . ديگر آنكه بايد پادشاهان در سرحدّهاى ممالك مردمان عاقل كاردان اصيل نصب نمايند كه چون امراى سرحدّ مردم بىوقوف و دنىّ الاصل باشند ، از سوء تدبير ايشان بسيار فتنهها در سرحدّها به ظهور مىرسد و باعث تشويش و شورش و ظهور فسادهاى عظيم مىگردد . ديگر ، بايد كه پادشاهان به مجرّد خبرى ، بىاستكشاف و تحقيق آن ، متوجّه خونريزش و امر به قتل جماعتى غربا و بيچارگان ننمايند ، چنان كه سلطان محمّد كرد . ديگر ، بايد كه پادشاه از نقض عهد و شكستن پيمان احتراز تمام لازم داند كه عاقبت نقض عهد بغايت مذموم است ، چنان كه سلطان محمّد نقض عهد كرد ، و به او رسيد آنچه رسيد ؛ چه ميانهء سلطان محمّد و چنگيز خان سابقا عهد و پيمان واقع شده بود . مجملا ، غرض در اين مقام آن است كه پادشاه مىبايد كه در مراقبت حال غربا و متردّدان و مردم ولايت بيگانه اهتمام تمام لازم داند و اگر ايشان را دادخواهى باشد ، خود به حقيقت رسد يا مكرّر به مردم امين ديندار رجوع نمايد كه به حقيقت حال ايشان رسيده ، آنچه لازمهء معدلت و احسان باشد مرعى دارند . و مكرّرا تأكيدات بايد نمود ، بلكه فرامين و احكام مطاعه صادر گردانيد كه در اطراف و جوانب ملك كسى متعرّض دماء و اموال ايشان نشود ، و ايشان در امان باشند ، و كسى را بر ايشان راه تعدّى و خلاف حساب نبوده باشد ، و بىجهتى به ايشان آزارى نرساند . و اگر يكى از ايشان را به مجلس پادشاه اتفاق ورودى بشود ، و شرف مرتبهء مجالست و محاورت « 1 » دريابد ، بايد كه پادشاه شكفتگى و حسنخلق و حلم و احسان و تمكين تمام مرعىّ دارد كه نقل تجّار و متردّدان ، نقل مجالس و محافل است و اخبار اطراف عالم به توسّط ايشان اشتهار و انتشار مىيابد .
--> ( 1 ) . در نسخه اصل و مر و مج همينگونه آمده است . مىتواند « مجاورت » نيز باشد .