المحقق السبزواري
776
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
هريك از پسران و امرا و اعيان از ملازمان خويش دو كس اختيار كرده ، سرمايه به ايشان بدهند تا به رسم تجارت متوجّه مملكت سلطان محمّد خوارزمشاه شوند . و به موجب فرموده چهارصد و پنجاه مرد مسلمان جمع شده با مالى كه محاسب وهم از حصر و عدّ آن عاجز بود ، متوجّه بلاد سلطان شدند . و چنگيز خان به سلطان پيغام داد كه ، تجّار آن طرف به جانب ما آمدند و ما مراعات خاطر ايشان كما ينبغى نموده رخصت انصراف ارزانى داشتيم ، چنان كه به سمع شريف خواهد رسيد . و جمعى را در مصاحبت ايشان ارسال داشتيم تا طرايف و تنسوقات حاصل نموده به اردوى هميون ما رسانند ؛ متوقّع آنكه وحشت و بيگانگى به الفت و يگانگى متبدّل گشته ، ضماير به محبّت و مودّت مشحون گردد تا بازرگانان كه سبب معمورى مملكتند بىتحاشى « 1 » و توحّش آمد و شد توانند نمود . و چون جماعت مذكوره به اترار « 2 » رسيدند و به خدمت حاكم آنجا امير اينال جيق « 3 » ، كه از قوم تركمان بود ، ترقّى يافته لقب غايرخانى يافته بود مبادرت نمودند . يكى از آنها كه با او آشنايى قديم داشت او را به اينال جيق خطاب كرد . او آزردهخاطر گشته قاصد جان و مال بازرگانان گشت ، و ايشان را موقوف داشته ، رسولى به عراق پيش سلطان محمّد فرستاد و پيغام داد كه ، « جاسوسان چنگيز خان با اموال فراوان به اين ديار آمدهاند . فرمان چيست ؟ » سلطان بىتأمّل و تفكّر به قتل تجّار فرمان داد . « 4 » و چون اين خبر به غاير خان رسيد ، آن بيچارگان را در دام هلاك انداخته مالها برداشت . و يك كس از ايشان گريخته . صورت واقعه را به عرض چنگيز خان رسانيد ، و خان رسولى نزد سلطان فرستاده پيغام
--> تمام داشت جهت قتل هر مسلمانى چهل بالش زر ( هر بالش معادل پانصد مثقال زر ) ديه تعيين كرد ، حال آنكه براى قتل هريك از مردم ختا يك سر درازگوش ديه نهاد . نك : جهانگشاى جوينى ، ج 1 ، ص 18 ؛ روضة الصفا ، مجلد دوم ، ص 833 . ( 1 ) . « تحاشى » به معنى پرهيز كردن و دورى جستن است . ( 2 ) . شهرى بوده واقع در تركستان بر ساحل راست سير دريا ، كه ممكن است همان شهر فاراب بوده باشد . امروز ويرانههايى از آن باقى مانده است . دايرة المعارف فارسى مصاحب ، ج 1 ، ص 46 . ( 3 ) . جهانگشاى جوينى ، همان : « اينال جق » و جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 343 : « اينال جوق » . ( 4 ) . در جامع التواريخ ، ج 1 ، ص 341 آمده است : سلطان پيش از تدبّر و تفكّر ، به مجرّد فتواى فقها ، بر فور مثال داد تا آن مسلمانان را كه به حريم سلطنت او پناه جسته بودند ، به قتل آرند و اموال ايشان را به اسم غنيمت بردارند .