المحقق السبزواري

752

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

اعتقاد داشته باشند كه اطاعت كردن آن مخدوم و پادشاه جهت آخرت ايشان مرضىّ و ممدوح است ، چه در اين حال به طيب خاطر خود را در معرض مخاطرات عظيمه در مىآورند و مىگويند كه ، « اگر ظفر يابيم ، نعم المراد و اگر كشته شويم درجات بهشت درخواهيم يافت . » و از اينجا ظاهر مىشود كه لشكرى بايد كه بر دين و مذهب پادشاه باشد ، و پادشاه هميشه در خاطر ايشان جا مىداده باشد كه اصل و باعث كلّى بر حروب مىبايد تقويت دين و مذهب و تحصيل زاد آخرت و دفع كفّار و مخالفان آن دين بوده باشد . و لهذا اكثر عساكر كه غرض ايشان در محاربه دين بوده [ 1 / 186 آ ] به ظفر و نصرت اختصاص يافته‌اند . « فاستشعر هذه الخصال تسبقك الى المخاوف و تكن لك ردّا من المكاره . » يعنى : « چنان كن كه خصال مذكوره در خاطر ايشان جا كند تا سبقت گيرند بر تو در مخاوف « 1 » و ردّكننده و منع‌كننده از تو باشند مكروهات را . » « و طبقهم ثلاث طبقات . » يعنى : « لشكريان را بر سه طبقه مرتّب‌دار . » « اعلاها من تامّلت منه اخطارا بنفسه فى المحاربة عنك و ضبطا لمن تحت يده من رجالك و حسن مجاورة لمن تقلّد امره من رعيّتك و صبرا على مماطله من ممارسته من الخوارج عليك و لحقه فى معارك الذّبّ عنك . » [ يعنى : ] « اعلاى طبقات ثلاث آن كسى است كه بيابى ازو كه نفس خود را در مخاطرات مىافكند در وقتى كه از جهت تو محاربه مىكند ، و ضبط آن كسانى كه زير دست اويند از لشكريان تو به‌جا مىآورد ، و مجاورت و سلوك نيكو به رعيّتى - كه تو او را متقلّد ايشان ساخته و والى بر ايشان گردانيده‌اى - مىكند ، و صبر مىكند بر ممارست و مدافعت كسانى كه بر تو خروج كرده‌اند و آنچه به او رسد از آفتها در معركه‌هاى دفع كردن از تو . » و حاصل اين مقام آن است كه هركس كه پادشاه او را به مرتبهء امارت برساند ، بايد كه درو چهار صفت موجود باشد : اوّل آنكه در راه مخدوم و ولىّ نعمت در معارك حروب خود را در مخاطرات اهوال تواند افكند . دوم آنكه ضبط و ربط سپاهيان و نوكران كه در

--> ( 1 ) . جمع مخوف است به معنى جاى ترسناك .