المحقق السبزواري
750
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
باشند در بلدى از بلدانت كه توطّن ايشان در بلد باعث آن مىشود كه ميل به راحت و فراغت كنند و پا بر فراش عجز گذارند . و ايشان را اختيار راحت منقطع سازد از كارى كه متوجّه آنند . » « و حبّب اليهم حسن المواساة و اثبهم الى ما يتّصل بك من بذلهم و كرم عهدهم . » يعنى : « محبوبساز در نظر ايشان نيكويى و مواسات - يعنى ، با ياران و رفيقان در ضروريّات و اموال بذل كردن و مضايقه نداشتن - و ايشان را جزا و اجر بده به قول و فعل در آنچه به تو رسد از بذل و عطاى ايشان و كرم عهد ايشان . » « و لا تسمح لاحد منهم باغفال شيء من عدته . » يعنى : « مسامحت و مساهلت مكن هريكى از ايشان را در اغفال و اهمال ورزيدن چيزى از عدّت او . » يعنى ، تهيّه و استعدادى كه هريك را در هر باب ناچار باشد ، چون اسب و سلاح و آذوقه و ساير ضروريّات ، بايد كه ملك مهيّا دارد و در انجام آن بكوشد . و اگر يكى از ايشان مساهله كند و تهيّه استعداد خود را ضايع كند ، بايد كه ملك مسامحه نكند و در آن باب تأديب به عمل آورد . و شرط آن است كه سپاه بر وجهى باشند كه در هر وقت كه عرض لشكر ديده شود ، جميع استعدادات خود را معروض دارند . و بعضى اوقات باشد كه بعضى آلات و استعدادات ديگر نيز كه بعضى اوقات به سبب بستن سدّها و انباشتن رخنهها و درست كردن راهها و گرفتن قلعهها و امثال آن ضرور باشد امر به تهيّهء آن بايد كرد كه در وقت عرض هميشه مهيّا باشد . و از امورى كه گاهى در سفرها حاجت به آن واقع مىشود ، هر چند نادر الوقوع باشد ، غافل نبايد شد . « و ليكن ما فضل من نفقاتهم مصروفا فى زيّهم و سلاحهم و التزيد فى مراكبهم و غلمانهم . » يعنى : « بايد آنچه سپاهيان را فاضل آيد از نفقات و اخراجات صرف شود در زىّ ايشان و سلاح ايشان و زيادتى مراكب و غلامان ايشان . » يعنى ، سپاهيان بايد كه آنچه از اخراجات ايشان زياد آيد ، صرف لعب و لهو و لذّات و امثال آن نسازند ، بلكه در سلاح و اسبان و غلامان و امثال آنكه در صنعت سپاهيگرى ايشان دخيل است بنمايند « 1 » تا ايشان را در آن كار و عمل خود روزبهروز قوّت باشد .
--> ( 1 ) . اصل : « بنمايد » كه قياسا اصلاح گرديد .