المحقق السبزواري
728
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
ديگر ، بايد كه در هر مقام در اختصار كوشد و از ايراد تطويل محلّ احتراز لازم داند كه « خير الكلام ما قلّ و دلّ » ، مگر آنكه حال و مقام مناسب تطويل باشد ، چه بعضى اوقات هست كه جهت بعضى مصالح تطويل مناسب مىافتد . ديگر ، از انفلاق « 1 » الفاظ و تعقيد و اسلوبهاى مشوّش احتراز تمام لازم داند ، و همچنين از استعارات بعيده و تشبيهات غريبه و امثال آن ؛ بلكه بايد الفاظ مأنوس و عذب باشد و سخن شيرين و روان و اسلوب كلام مرضىّ باشد . و سخن بر وجهى جارى باشد كه معانى واضح باشد و خواننده محتاج به فكر نشود ، [ 353 / مج ] و آخر كلام مقوى اوّل باشد ، و سخن از تنافر « 2 » و مناقضت محفوظ باشد . ديگر ، مهما امكن دبير از كذب و جزاف « 3 » و دعواهاى ناپسند و ذكر سخنانى كه اثبات « 4 » آن محتاج به حجج بعيده بوده باشد ، احتراز نمايد . ديگر ، بايد كه هر سخن « 5 » بر نحوى مذكور باشد كه بر وجه لطيف اشاره به حجج هر دعوى شده باشد ، و در مواضع حاجت به استشهاد به آيات قرآنيه و احاديث شريفه و امثال مشهوره تمسّك جويد . ديگر ، مراعات القاب و مدايح هركس بر نحوى شود كه مناسب حال او باشد ، و اصل و نسب و عقل و ادب و لشكر و خزانه و ملك و ولايت او بر آن دليل باشد ؛ و هرچند دشمن باشد ، او را از حدّ و مرتبهء خود فروتر ندارد و نسبت مخدوم خود را با او محفوظ دارد ، بر وجهى كه متضمّن منقصتى « 6 » نسبت به مخدوم نگردد ، مگر نسبت به كسى كه تكبّرى نموده باشد و از حدّ خود تجاوز كرده باشد كه به حكم آنكه تكبّر بر متكبّر مذموم نيست ، در اين صورت اگر مصلحت تقاضا كند ، مكافات او بر وجهى كه عقل اقتضا كند مذموم نباشد . ديگر ، بايد كه دبير در كيفيت مكاتيب « 7 » به هر طايفهاى سنن اسلاف منظور دارد و نظر
--> ( 1 ) . « انفلاق » به معنى شكافتگى است . در مج اين كلمه « انغلاق » ضبط شده است . ( 2 ) . مج : « منافرت » . ( 3 ) . معرّب « گزاف » است به معنى بيهوده . ( 4 ) . چ ندارد . ( 5 ) . همان : « سخنى » . ( 6 ) . مج : « منقضى » . ( 7 ) . چ : « مكاتبت » .