المحقق السبزواري
694
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
فرمود كه يك سير « 1 » پوست پسته « 2 » و يك سير شكر عسكرى « 3 » آوردند و كوفته ، درهم آميخت و گفت : « اين را ببريد و به او دهيد و بگوييد كه علم مىبايد آموخت . تعصّب بىمزه نه كار عاقلان است . » « 4 » چون آن سفوف « 5 » به خواجه عبد اللّه خورانيدند ، در حال شفا يافت « 6 » . و اين خواجه عبد اللّه انصارى از اكابر مشايخ صوفيّه است و صاحب كتاب منازل السائرين است كه بسيارى از مشاهير صوفيه آن كتاب را شرح نمودهاند « 7 » . و حكايات در باب نوادر اطبّا و لطايف سخنان ايشان و غرايب معالجات و مآثر ايشان بسيار است و اين كتاب گنجايش تمام آنها ندارد ، به اين مقدار اكتفا نمود .
--> ( 1 ) . چهار مقالهء عروضى ، ص 129 : « استار . » استار طبى برابر شش درهم و دو ثلث يا شش درهم و نيم است ، در اين باره ، نك : همان ، پانوشت شماره 6 . ( 2 ) . همان : « پوست مغز پسته » . ( 3 ) . مرحوم معين در همان ، پانوشت شماره 7 آن را منسوب به شهر عسكر مكرم در خوزستان مىداند . ( 4 ) . چهار مقالهء عروضى : اين جمله را ندارد و بهجاى آن چنين آمده : « و كتاب نبايد سوخت » . ( 5 ) . به معانى « داروى كوفته بيخته معجون ناكرده ، آرد بيخته مطلقا و خصوصا از ادويه ، و داروى آس كرده كه به كف خورند » آمده است . ( 6 ) . به نقل از : چهار مقالهء عروضى ، ص 129 . ( 7 ) . كمال الدين عبد الرزاق كاشانى و حسن بن محمد فركاوى قادرى از جمله شارحان اين كتابند .