المحقق السبزواري

659

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

بغداد نمايد و هركس را در آنچه تصرّف تواند كرد ، مرخص سازد ، سنان بن ثابت امتحان اطبّاى بغداد نمود و جهّال را منع فرمود و جماعتى را كه رخصت معالجه داد هشتصد و كسرى بود ، به غير از جماعتى كه مستغنى از امتحان بودند به‌واسطهء شهرتى كه داشتند به تقدّم در صناعت طبّ و سوى اطبايى كه در خدمت پادشاه بودند . و از اين حكايت ظاهر مىشود كه طبّ را در آن زمان چقدر رواج بوده . حكايت امين الدولة بن التلميذ « 1 » از مشاهير و معارف اطبّاست و او را در طبّ تصنيفات معروفه و حواشى بر كتب طبّيه است . در كتاب عيون الانباء مذكور است كه خليفه رياست اطبّا را در بغداد به او رجوع نموده بود و نزد او اطبّا جمع شده بودند كه به او حقيقت رسد كه هريك را چه مقدار وقوف در صناعت طبّى هست . از جملهء حاضران پيرمردى حاضر شد با هيبت و وقار و سكينه . امين الدوله او را اكرام نمود و او مردى بود كه فى الجمله وقوفى از معالجه داشت ، ليكن از علم طبّ بىخبر بود و چون نوبت امتحان به او رسيد ، امين الدّوله به او گفت : « سبب چيست كه در مباحثات علميّه كه در ميان اطبّاى حاضرين گذشت ، شما مشاركت ننموديد تا قدر اطّلاع شما در علم طبّ معلوم شدى ؟ » گفت : « سيّدنا ! چيزى نيست از مباحثى كه در اين جماعت گذشت ، الّا آنكه من مىدانم و اضعاف آن به مراتب بسيار به ذهن من سبقت دارد » . امين الدوله گفت : « اين صناعت را بر كه خوانده و از كه آموخته‌اى ؟ » گفت : « سيّدنا ! آدمى هرگاه به اين سنّ برسد ، لايق نيست

--> تعلّق خاطر ، خواست تا او را به اسلام آورد . امتناع كرد ، ولى چون كار به تهديد انجاميد ، بيمناك شد و اسلام قبول كرد . مدّتى بعد به خراسان گريخت ، ولى عاقبت بازآمد و در بغداد ، در سال 336 ق . به مسلمانى وفات يافت . نك : همان ، صص 264 و 265 . ( 1 ) . امين الدوله ابو الحسن هبة اللّه بن صاعد ، طبيب نصرانى ، معروف به « ابن تلميذ » . برخى ابن تلميذ را جدّ مادرى او - يعنى ، معتمد الملك ابو الفرج يحيى بن تلميذ - مىدانند . امين الدوله در روزگار خليفه مستنجد به سال 560 ق . در حالى كه قريب صد سال از عمرش مىگذشت ، وفات يافت . نك : همان ، صص 463 تا 466 .