المحقق السبزواري

591

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كه هرگاه او را طلبند ، حاضر باشد و از مداومت حضور كه مؤدّى به ملالت باشد و موجب ثقل گردد ، محترز باشد . چه از كثرت ازدحام خلق ، كه اكثر اوقات در درگاه سلاطين بيشتر است ، ايشان را ملالت بسيار رودهد . و بايد كه هركار كه از مخدوم صادر شود ، آن را از روى راستى و صدق محمدت گويد ، چه هرچه هست آن را جانبى از خوبى هست ؛ هرچند طرف بدى نيز داشته باشد ، او جانب خوبى را طلب نموده و منظور داشته ثنا گويد ، ليكن شرط است كه آن محمدت و ثنا ، متضمّن اغفال و تعزيرى نباشد و در آن صورت آنچه شرط بندگى و نيكو خدمتى است مرعىّ بايد داشت . و بايد كه در حضور و غيبت ، در ذكر محامد افعال و نشر مفاخر خصال او توفير نمايد . و اگر او را رتبت نصيحت ملوك باشد ، بايد كه بر وجه لطف و نرمى ادا نمايد و از عنف و غلظت كلام احتراز تمام لازم داند . و اگر كسى باشد كه تدبير امور پادشاه به او حواله باشد ، چنان كه وزير يا مشير يا معلم بود ، و بيان صلاح امور پادشاه و شناسانيدن آن بر او واجب باشد ، در تغيير دادن رأى پادشاه از جانب چيزى كه متضمّن فساد دينى و ملكى بوده باشد كمال لطف و تدبير منظور بايد داشت و مسارعت و مبادرت به انكار و تخطئهء آن رأى نبايد نمود . و بر وجه امر و نهى او را بر هيچ كار تحريص نبايد فرمود ، بلكه مفسده‌اى را كه رأى پادشاه متضمّن آن باشد يا مصلحتى كه در خلاف آن باشد بايد كه به لطايف [ 153 ب ] تقريرات و صنوف تدبيرات بازنمود . و بر وخامت عاقبت كارهايى كه مستلزم آن باشد ، بر وجه مرضى ، تنبيه بايد نمود و در اوقات خلوت و مؤانست به تدريج و تلطّف ، در ضمن ايراد امثال و تقرير حكايات گذشتگان و لطايف حيل صورت آن كار را در نظر او نكوهيده بايد داشت ، چه حكما گفته‌اند كه ملوك و رؤسا به منزلت سيلى باشند كه به يك دفعه از سر كوهى درآيد . اگر كسى خواهد كه به يك دفعه پيش آن سيل بگيرد و آن را به جانبى ديگر گرداند ، هلاك گردد ، امّا اگر در اوّل مساعدت نمايد و به مدارا يك جانب آن را به خاك و خاشاك بلند گرداند ، آن را به جانب ديگر تواند گردانيد . و بايد كه در كتمان اسرار پادشاه مبالغهء تمام لازم داند و به هيچ‌وجه تجويز افشاى آن ننمايد . و احتياط در اين باب آن است كه احوال ظاهرهء ايشان را به قدر امكان مخفى