المحقق السبزواري
585
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
احوال باخبر است ، همهء امور بر وجه مطلوب و مرغوب منتظم مىگردد و فى الحقيقه عامل اصلى پادشاه است و ساير كاركنان ملك چون آلات و ادواتند و مانند چشم و گوش و دست و پايند كه بىخبر روح ، كه مدبّر اصل است ، كار ايشان مستقيم نيست . و در كلام حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - مذكور است كه ، « من دلائل الدّولة التيقّظ بحراسة الأمور . » يعنى : « از دلايل دولت ، بيدارى و هشيارى و خبردارى جهت حراست و محافظت كارهاست . » ليكن شرط است در اطّلاع داشتن و خبر گرفتن پادشاه از عمّال آنكه پادشاه را خاطر جمع باشد كه اگر خلاف قانونى از ايشان ظاهر شود ، تدارك آن بر نحوى كه بايد و شايد مىكند و در اين باب تغافل و اهمال نمىكند . و در اين صورت منفعت خبر داشتن ظاهر است ، امّا اگر آنچه طريقهء تدارك باشد ملك نداند ، يا اگر داند به واسطهء بعضى موانع نتواند ، يا اگر داند و تواند و ليكن به واسطهء سستى و كاهلى يا به واسطهء اشتغال به عيش و فراغت متوجّه آن نمىشده باشد و به غفلت مىگذرانيده باشد ، در اين صورت خبر نداشتن اصوب است ؛ چه عاملان ملك هرگاه بدى از ايشان سرزند ، خوف آن دارند كه چون پادشاه بر آن مطّلع شود تدارك خواهد نمود و اقلّا به ايشان بىاعتقاد خواهد شد و رنجيدهخاطر خواهد شد و گوشمال خواهد داد . به سبب اين خوف جرئت تمام بر امور غير عرض نمىنمايند و اگر گاهى اندك جرئتى كنند ، در زير بار اين خوف و انديشه هستند . و اگر بر ايشان ظاهر شود كه ملك بعد از اطّلاع تداركى نمىكند و او را رنجشى بههم نرسد و اعتقاد خود نسبت به ايشان تغيير نمىدهد ، جرئت ايشان بسيار زياده خواهد شد و در آن خطر بسيار است . شرط ششم آن است كه پادشاه دست هركس را [ 152 آ ] در شغل خود قوى دارد تا به تمكّن و استقلال تمام از عهدهء تمشيت مهمّ خود بيرون توانند آمد و صاحبان منصبهاى بزرگ و مردمان صاحب اقتدار و شوكت بر عاملان جزئى ، كه از ديوان پادشاه منصوب باشند ، تعدّى و تطاول نتوانند نمود و اجراى احكام حسابى بر مردم سركش و قوى توانند نمود و دفع غايلهء مردمان قوى از ضعيفان بر ايشان آسان باشد . و هركس در كار خود مطلق العنان باشد و هيچكس در كار ديگرى دخل نتواند كرد و هيچ عامل در شغل خود سست و ضعيف نباشد كه ضعف عاملان و منصوبان دولت ، در ضعف هيبت رونق