المحقق السبزواري
562
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
خردسال دولتها را ، دليل است بر انحلال آن دولت و ادبار آن . » و فرموده : « دولة الكريم يظهر مناقبه [ و ] « 1 » دولة اللئيم يكشف مساويه معايبه » « 2 » يعنى : « دولت كريم مناقب و خوبيهاى او را ظاهر گرداند ، و دولت لئيم معايب و بديهاى او را آشكار كند . » و فرموده : « دولة اللئام ، مذلّة الكرام » يعنى : « دولت لئيمان ، خوارى كريمان است . » و فرموده : « دولة الأشرار ، محن الأخيار » يعنى : « دولت اشرار ، محنتهاى اخيار است . » و فرموده : « دولة اللئام من نوايب الأيّام » « 3 » يعنى : « دولت لئيمان از نايبهها و مصيبتهاى روزگار است . » و فرموده : « زوال الدّول باصطناع السّفل » « 4 » يعنى : « زوال دولتها ، تربيت كردن و نيكويى نمودن با سفلگان است . » و خوبى اصل به دو نوع تواند بود : يكى آنكه شخص اخلاق و سير حميده داشته باشد و از اخلاق و عادات و اطوار سفلگان و لئيمان و مردمان فرومايه دور باشد . حكايت آوردهاند كه نوشيروان از موبد موبدان پرسيد كه ، « زوال مملكت در چه چيز است ؟ » گفت : « اوّل ، در پوشيدن خبرها از پادشاه . دوم ، در تربيت مردم فرومايه . سوم ، در ظلم عمّال . » نوشيروان گفت : « به چه دليل اين سخن مىگويى ؟ » جواب داد كه ، « خبر ولايت و رعيّت از سلطان انقطاع يابد و از دوست و دشمن غافل نشيند . هركس هرچه خواهد كند ، چون او بىخبر است ، انواع فتنه از هرجانب سرزند و مملكت در سر اهل فتنه رود . » ديگر ، مردم دون و رذل چون تربيت يابند ، در جمع كردن مال حريص باشند و به هركس طمع كنند و اكابر و اشراف نشناسند و حرمت مردم بزرگ نگاه ندارند ؛ و دلهاى خلايق به سبب اين اخلاق رنجيده شود و هرآيينه همّتها برگمارند تا از وى خلاصى
--> ( 1 ) . از مر افزوده شد . ( 2 ) . غرر الحكم ، ج 4 ، ص 9 . ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 10 . ( 4 ) . همان ، ج 4 ، ص 112 .