المحقق السبزواري

554

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

لا مال الّا بالعمارة ، و لا عمارة الّا بالعدل . » يعنى : « پادشاهى نگاه نتوان داشت ، الّا به لشكر ؛ و لشكر نتوان كشيد ، الّا به مال ؛ و مال جمع نتوان كرد ، الّا به‌آبادانى و عمارت ؛ و عمارت ميسّر نشود ، مگر به عدل . » « 1 » و هم او گفته : « شير شكننده بهتر از پادشاه ستم‌كننده ، و پادشاه ستم‌كننده بهتر از فتنه‌هاى پيوسته . » و هم او فرموده : « سلطان عادل خير من مطر وابل . » يعنى : « پادشاه عادل بهتر است از باران بزرگ قطره . » و هم او گفته : « بدترين پادشاهان ، پادشاهى است كه نيكوكار از او ترسان باشد و بدكار از سياست او ايمن . » و هم او گويد : « الدّين بالملك يقوى و الملك بالدّين يبقى . » يعنى : « شريعت به بازوى شهريار معدلت شعار قوّت گيرد ، و مملكت به اجراى احكام دين و ملّت استوار گردد . » و از سخنان اوست كه ، « لا يركنوا الى هذه الدّنيا فانّها لا تبقى على احد و لا تركوها فانّ الاخرة لا ينال الّا بها . » يعنى : « ميل به دنيا مكنيد كه با هيچ‌كس وفادارى ننمايد ، و دست از او بازمداريد كه آخرت بىاو به‌دست نيايد . » غرض آن است كه به اين معشوق بيوفا چنان فريفته مشويد كه نقصان به آخرت راه يابد ، و نيز به يك بار دست از او مداريد كه وجه معيشت و مؤنت عبادت نقصان پذيرد . و اين شاه اردشير از اعاظم ملوك عجم است و بعضى گفته‌اند كه تسخير تمامى ربع مسكون نموده بود و از زمرهء ملوك فرس به وصاياى بالغه و نصايح نافعه منفرد بوده . و گويند او را دو كتاب است : يكى موسوم به كارنامه و يكى به آداب العيش . و منقول است كه اردشير چنان حفظ ملك خود نموده بود و منهيان گماشته بود كه هر قضا كه در دار الملك او صادر گشتى ، صباح او را معلوم بودى ؛ و هركه در مجلس او حاضر شدى ، با وى گفتى كه تو دوش فلان كار كرده‌اى . و در اطراف ولايات جماعتى را تعيين كرده بود كه پيوسته قضاياى كليّه و جزييّه به او رفع كردندى . و گويند هيچ رعيّت از هيچ پادشاهى چنان نمىترسيدند كه رعيّت اردشير از او . و از جمله عادات اردشير آن بود كه چون ايلچى به

--> ميان برداشتن اردوان ، آخرين پادشاه اشكانى ، موفّق به تأسيس سلسلهء جديد ساسانى گرديد . تاريخ گزيده ، صص 102 تا 104 . ( 1 ) . اين مطالب در همان ، ص 104 آمده است .