المحقق السبزواري
538
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
مردم - يعنى ، بدى مردم گويند و آن را وسيلهء تقرّب سازند - و خيار ايشان تقرّب جويند به پادشاهان به خوبيهاى مردم . » و فرموده : « هركه مالك نفس خود شود ، اطاعت او كند هركه غير نفس اوست . » و فرموده : « هرگاه پادشاه ظلم كند و فرصت را ضايع گرداند و از حيله و تدبير ترفّع « 1 » جويد و از تحرّز و محافظت سرباز زند و گمان آن كند كه مهمّ او خودبهخود كفايت مىشود ، به جانب او دشمنى خواهد رسيد كه پنهان او را روشن بيند و مقتل او را ظاهر ملاحظه كند . » و فرموده : « پادشاه نادان آن است كه در وقت استقامت امور گمان كند كه او مستغنى است از حسن تدبير ، بنابر آنكه در كار خود خللى نمىبيند و حال آنكه در وقت انتظام و استقامت امور مداخل خود را وافر مىتواند ساخت و انتخاب لشكر خوب مىتواند كرد و قوانين عدل و سنّتهاى نيكو در بلاد خود قرار مىتواند داد و هرچيز كه ترس از آن او را مشغول مىدارد و تدارك آن مىتواند كرد و منع آن از خود مىتواند نمود . » و فرموده : « لا تقبلن فى الاستخدام الّا شفاعة الكفاية و الأمانة . » يعنى : « قبول مكن در رجوع خدمات به عاملان شفاعت هيچكس را ، الّا شفاعت كفايت و امانت . » يعنى ، هرگاه آن شخص صاحب كفايت و كاردانى باشد و امين باشد ، او را شفيعى ديگر نمىبايد در رجوع خدمت او و اگر كفايت و امانت نداشته باشد ، شفاعت هيچ شافعى را اعتبار نبايد كرد . و فرموده : « پادشاه چون درياى بزرگ است كه نهرهاى كوچك از آن استمداد مىجويند . پس ، اگر آن نهر بزرگ شيرين است ، آن جدولهاى كوچك شيرين خواهد بود و اگر شور است ، اينها نيز شور خواهد بود . » غرض آن است كه اطوار و سير خلق تابع اطوار و سير خلق تابع اطوار و سير ملوك است و فرموده كه ، « آسمان و اين جهان مثالند از جهت حسن تدبير شهرها . پس ، سزاوار آن است كه پادشاه پيروى انتظام افلاك و عناصر نمايد در آنچه معاينه مىكند از امور ملك خود . » غرض آن است كه آنچنانكه حركات اجرام سماوى و اوضاع و احكام آن بر قانون منتظم مرتبط است كه در آنجا بد و زيادتى و عبث و بيفايده نمىگنجد ، بايد كه روابط قواعد ملك و دعايم اساس جهاندارى بر قوانين استوار و مراسم با قرار مرتبط باشد . و فرموده : « سايس و مدبّر
--> ( 1 ) . غرور و تكبّر و به بلندى گراييدن .