المحقق السبزواري

535

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

و از سخنان فيثاغورث حكيم است كه ، « راه راست ملك حازم آن است كه تعاهد ملك و رعيت خود آنچنان كند كه صاحب باغ تعهّد باغ خود مىكند . » و گفته : « راه و مسلك شاه آن است كه اوّل آنچه ابتدا كند به آن اظهار سنتها و طريقه‌هاى جاريه كند ، و اقامت امورى كند كه از جهت رعيّت لازم است و اخذ حدود از اهلش به قدر آنچه هر يك مستحقّ آنند بكند . و نفس خود را قهر كند از آنچه ميل مىكند به سوى آن از شهوتها . و اگر به زيادتى اعوان و عساكر محتاج باشد ، به اعوان خود گروهى منضمّ سازد كه يارى دهندهء دين باشند و ملازم شرايع و سنن حقّه باشند . » و گفته : « راه و مسلك شاه آن است كه حذر كند از اعجاب و انفراد براى خود ، و حذر كند از بسيار كردن صيد و شكار ، و از تنهايى و جدا شدن از لشكر در وقت شكار و از رفتن به راههايى كه آن را نشناسد و از رفتن به راهى كه در آن ضيق و تنگى باشد ، و از سوار شدن در تاريكى شب . و هرگاه در موكب سلطنت روانه شود ، بايد كه بر مركب خود ثابت باشد و خوش‌سوارى باشد و شكفته‌رو باشد و به مردمان نظر مىكرده باشد و به مردم مستبشر باشد كه چشمهاى بسيارى از خلق متوجّه اوست . و هرگاه پادشاه بخوابد يا به لذّتى از لذّات خود مشغول باشد ، موكّل سازد بر حارسان و نگهبانان قصر خود مردم ثقهء معتمد . و امر كند به باز رسيدن به حال نگهبانان ، و اگر كسى بىعذرى تأخير از نوبهء خود كرده باشد او را عقاب كند و تشهير نمايد تا ديگران پند گيرند و او را از جاى خود عزل نمايد . و حذر كند پادشاه ، نهايت حذر ، از خوردن و آشاميدن از دست زنانى كه اعتماد تمام بر ايشان نداشته باشد كه ايشان به فريب و ضعف عقل نزديكترند و همچنين از دست خواصّ و كسانى از رعايا كه نهايت اعتماد بر ايشان نباشد ، بلكه متولّى آن امر كسى را سازد كه اعتماد به عقل او و دين او و مروّت او داشته باشد و آن شخص محبّ پادشاه و دولت او باشد . و پادشاه را جامه نپوشاند و تجويز به جهت او نكند ، الّا كسى كه بر صفت مذكور باشد . » و از سخنان سقراط حكيم است كه « الملك الاعظم هو الغالب لشهوته . » يعنى : [ 138 ب ] « بزرگترين پادشاهان آن است كه بر شهوت و ميل طبيعت خود غالب باشد و شهوت او بر حكم عقل و شرع زيادتى نكند . »