المحقق السبزواري

526

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

در چيزى كه حيوانات خبيثه در آن چيز بر تو راجح باشند و افراط در آن مؤدّى به ضعف بدن و نقصان عمر است و سبب كسب اخلاق زنان . اى اسكندر ! از احوال مسكينان و ضعيفان غافل مباش و تفقّد احوال ايشان واجب‌دان كه موجب رضاى خالق و جلب دلهاى خلايق است . حبوب و غلّات ذخيره كن تا در خشكسال به وصله نشيند ، چنان‌كه كه اهل صلاح از تو ايمن باشند و اهل فساد خائف . اى اسكندر ! تو را بارها وصيّت كرده‌ام و ديگر تأكيد مىكنم در خون ريختن دلير مباش كه اهلاك حيوانات مخصوص به حضرت آفريدگار است ، و حقيقت هرحال جز علّام الغيوب را معلوم نيست و شايد كه به سبب تهمتى كه شخص از آن برى باشد يا او را در اقدام بر آن جريمه عذرى باشد قتل او روادارى و چه جريمه‌اى اعظم از اين باشد . و از هرمس اكبر ، يعنى ، ادريس عليه السّلام به من رسيده كه چون مخلوقى قتل ديگرى كند ، ملائكهء آسمان در حضرت بارى زارى كنند كه فلان بندهء تو در قتل بندهء ديگر به تو تشبّه نمود . اگر آن قتل قصاص باشد ، حضرت حقّ - تعالى شأنه - فرمايد كه او را به حكم من به حقّ قصاص كشته‌اى ؛ و اگر به ظلم بود ، فرمايد به عزّت و جلال من كه خون كشنده را مباح كردم . پس ، ملايكه در تسبيح و استغفار دعاى بد بر او كنند تا زمانى كه به قصاص رسد و اين بهترين حال او باشد . و اگر خود بميرد ، نشان غضب خداى تعالى باشد ، چه به عذاب شديد و عقاب جديد و اصل شود . اى اسكندر ! نقض عهد مكن و سوگند ياد مكن و چون ياد كردى ، به هيچ‌وجه از آن برمگرد كه مملكت پس از سلاطين يونان به شآمت سوگند دروغ و نقض عهد به فساد انجاميد . به چيزى كه از تو فوت شود تأسف منماى كه شيمه « 1 » ، صبيان و ناقصان است . اهل مملكت خود را به كسب فنون علم امر كن و كسى را كه در علم فايق شده باشد به مزيد عنايت و تربيت مخصوص‌دار كه اين خصلت سبب زيادتى محبّت تو در دلها شود و موجب رونق ملك و بقاى ذكر جميل . و سلطنت يونانيان به ميامن اين دو خصلت دوام داشت ، چه ايشان رعايا را به تحصيل علوم امر مىفرمودند ، به مرتبه‌اى كه دختران در در خانهء پدران فرايض و آداب نواميس و جمل اصول علم طب و نحو مىدانستند . از دست

--> ( 1 ) . خلق ، عادت .