المحقق السبزواري

52

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

عالم قدس مآثر الطاف عطوفت تزيينش ، نكهت « 1 » ازهار گلستان انس نسيم لطفش ، كه با رحمت آميخته ، تفسيده « 2 » دلان كنج احزان را ترويح باد بهارى آب زلال لطف و عطوفتش ، تشنه‌لبان باديهء حرمان را فيضان ابر كوهسارى ، در نظر والاى همّتش حاصل متاع بحر و كان چندان قدر ندارد كه به ميزان اعتبار توان سنجيد [ و ] « 3 » در پيش كوه حلم و وقارش ، وقار كوه را در سلك كاهى نتوان كشيد . اعنى اعلى حضرت شاهنشاه ظلّ اللّه ملايك سپاه مظهر الطاف ربّانى ، مورد عطاياى سبحانى ، ملجأ سلاطين كامكار ، ملاذ « 4 » اساطين « 5 » خواقين « 6 » ذو اقتدار ، چراغ دودمان مصطفوى ، فروغ خاندان مرتضوى ، لوامع اشراق بوارق عقل كامل ، نسايم قدس شمايم عدل شامل ، انجمن‌افروز محفل عدل و داد ، شعلهء جانسوز نهال جور و بيداد ، ممهّد اساس العظمة بالسّلطنة الباهرة ، مالك رقاب الجبابرة بالسّطوة القاهرة ، السّلطان بن - السّلطان بن السّلطان و الخاقان بن الخاقان بن الخاقان ، مورد جلايل فتوحات ربّانى الشّاه عبّاس الحسينّى الموسوىّ الثّانى « 7 » - ادام اللّه تعالى على العالمين حسن رعايته [ 3 ب ] و ابدّ فى المشارق و المغارب انوار رأفته - كه

--> ( 1 ) . بوى دهان . ( 2 ) . از مصدر تفسيدن به معنى به غايت گرم شده . ( 3 ) . از مر افزوده شد . ( 4 ) . پناهگاه ، دژ . ( 5 ) . جمع « اسطوانه » است به معنى ستون و ركن . اينجا ظاهرا به معنى بزرگ و برجسته است . ( 6 ) . جمع « خاقان » كه عنوان پادشاهان چين و ترك بوده است . ( 7 ) . شاه عباس دوم صفوى هفتمين پادشاه از سلسلهء صفويه ، پسر شاه صفى كه در صفر سال 1052 ق . به‌جاى پدر به تخت سلطنت نشست و در ربيع الاول سال 1077 ق . در حدود دامغان وفات يافت ، و در قم در مقبرهء پدرش ، شاه صفى ، مدفون شد . در آغاز سلطنت ، چون هنوز به سنّ رشد نرسيده بود ، ظاهرا تحت نفوذ و تربيت وزرا يك چند تقوا و درستى نشان داد و ميخوارگى را منع كرد . امّا وقتى به سن رشد رسيد ، خود در عشرت و ميخوارگى افراط نمود . با اين همه ، پادشاهى لايق و نجيب بود ، و بعد از شاه اسماعيل اوّل و شاه عباس اوّل صفوى ، بر ساير پادشاهان اين سلسله مزيّت تمام داشت . عدالت را دوست داشت ، و در ساختن ابنيه ( مانند كاخ چهلستون اصفهان ) و تشويق صنايع اهتمام مىورزيد . رفتار او با شاهزادگان ازبك ، كه به دربار او پناه آوردند ، حكايت از جوانمردى و مهربانى او داشت . به دوران وى نخستين تجاوز روسها به ايران به دنبال اعزام مأمورين سياسى رخ داد . شاه عباس دوم ، سفير فرانسه و هند را به گرمى پذيرفت و در 1070 ق . خود نيز سفيرى به هند ، به دربار اورنگ زيب ، گسيل داشت . دايرة المعارف فارسى مصاحب ، ج 2 ، بخش اوّل ، صص 1660 و 1661 .