المحقق السبزواري
433
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
چون نيمى بيشتر از تنگ برون آيند ، مرا ببينند در صحرا ايستاده . شما از دست راست و چپ كمين بگشاييد و شمشير درنهيد . چون بانگ بخيزد ، اين لشكر كه از تنگه بيرون آمده باشند در مقابل من ، بعضى بازپس تازند تا چه آشوب است آنچه در تنگه باشند همه بازپس گريزند ، و بعضى به شمشير شما گرفتار آيند . من از پيش حمله آرم و شما از تنگه بيرون تازيد . اينها كه از تنگه بيرون آمده باشند در ميان گيريم و شمشير درنهيم ، تا آنگاه كه مقاومت مىكنند مىزنيم و چون پشت دادند ، راه هزيمت بر ايشان گشاده كنيم . آنگاه ، از تنگ بيرون آييم و در لشكرگاه ايشان افتيم و غنيمت برگيريم . » پس ، همچنين كردند و از تنگه بيرون شدند . روز ديگر ، سپيدهدم ، لشكر پادشاه خراسان سلاح پوشيدند و جنگ را ساخته بر سر تنگ آمدند و هيچكس را نديدند تا به يك فرسنگ در تنگه رفتند . نشان لشكرگاه آلپ تكين ديدند . يقينشان درست شد كه آلپ تكين بگريخت . لشكر را گفتند : « برانيد تا از پس آلپ تكين رويم . چون از تنگه بيرون شويم ، يك ساعت ايشان را در صحرا برچينيم و آلپ تكين را بگيريم . » لشكر براندند و مردان گزيده همه در پيش ايستادند . چون از تنگه بيرون آمدن گرفتند ، آلپ تكين را ديدند با مقدار هزار سوار و اندكى پياده در صحرا ايستاده . چون يك نيم از لشكر ايشان از تنگه بيرون آمد ، طغان از دست چپ از درّه بيرون تاخت و شمشير درنهاد با هزار غلام و لشكرى را كه همى آمدند همه را بازپس برد و هزيمت كرد و خلقى را بكشت . و از دست راست سبكتكين بيرون تاخت با هزار غلام و شمشير درنهاد و به اتّفاق طغان هردو از پس لشكرى كه از تنگه بيرون آمده بودند درآمدند و آلپ تكين از پيش حمله آورد و شمشير درنهادند و به يك ساعت جمعى بسيار را بر زمين زدند و امير آن لشكر را نيزه بر پشت زدند كه از سينه بيرون آمد ، و لشكر به هزيمت شد و به هرجايى كه راه مىيافتند مىگريختند . پس ، به يكبار غلامان آلپ تكين از تنگه بيرون شدند و در لشكرگاه ايشان افتادند و هرچه از اسب و استر و شتر و زر و سيم و ديبا و غلام يافتند بگرفتند و خيمه و فرش و مانند آن بگذاشتند و بازگشتند . و تا يك ماه مردمان ديههاى بلخ از لشكرگاه چيزها مىبردند . و عدد كشتگان آن روز بعد از شمار چهار هزار و هفتصد و پنجاه مرد برآمد ، به غير از خسته و مجروح .