المحقق السبزواري

431

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

به بخارا آمدند . و چون آلپ تكين به بلخ رسيد ، قرار خاطرش آن بود كه يك دو ماه در آنجا توقّف كند تا هركه عزم غزا دارد از ماوراء النهر و ختلان و تخارستان « 1 » و حدود بلخ گرد آيند ، پس روى به هندوستان نهند . بدگويان و مخلطان « 2 » امير خراسان ، منصور بن نوح را بر آن داشتند كه ، « آلپ تكين گرگى پير است و تو از او ايمن نتوانى بود تا او را هلاك نكنى . لشكر از عقب او بايد فرستاد تا او را بگيرند و پيش تو آرند . » اميرى را برگزيده با شانزده هزار سوار از بخارا به بلخ فرستادند و چون لشكر به ترمذ « 3 » رسيد و از آب جيحون گذشتن گرفتند ، آلپ تكين از بلخ كوچ كرد و سوى خلم « 4 » رفت . و ميان خلم و بلخ درّه‌اى تنگ است به مسافت چهار فرسخ و آن را درّهء خلم گويند ، و در اين تنگ درّه بر دست راست و دست چپ درّه‌ها و ده‌هاست . آلپ تكين در آن تنگ فرود آمد و دويست سوار را از غلامان خويش بر سر تنگ بگماشت تا طلايه دارند . و در اين حال دو هزار و دويست غلام بنده داشت ترك ، همه مردان كارى ، و از جهت غزا هشتصد سوار غازى از هرجايى به دو پيوسته بودند . چون لشكر امير خراسان به تنگ رسيدند ، به پيش تنگ در صحرا فرود آمدند ، از آنكه به تنگ نتوانستند داخل شد . دو ماه به اين‌گونه بنشستند و طلايه مىداشتند و سر دو ماه نوبت طلايه داشتن به سبكتكين رسيد . و اين سبكتكين پدر سلطان محمود است و پادشاهان سبكتكين از اولاد اويند و غلام زرخريد آلپ تكين و تربيت‌يافتهء او بود . چون نوبت طلايه داشتن به سبكتكين رسيد و بر سر تنگ آمد ، همه صحرا لشكر ديد

--> ( 1 ) . بلخ ، چهارمين ربع خراسان ، داراى دو قسمت بوده است . شرق آن ناحيه را جوزجان و غربش را تخارستان مىناميدند . ولايت تخارستان خود به دو منطقه عليا و سفلى تقسيم مىشد . خلم و سمنگان و سكلكند و اندراب از شهرهاى آن است . نك : معجم البلدان ، ج 4 ، ص 23 ؛ اصطخرى ، صص 216 و 217 . ( 2 ) . دوبهم‌زنان . ( 3 ) . شهرى در كنارهء شمالى نهر جيحون ، جزء ولايت ماوراء النهر ، كه به اشكال ترمذ ، ترمذ ، ترمذ و ترمذ خوانده شده و تا بلخ دو منزل فاصله داشته است . به نوشتهء ابن فقيه حاكم آنجا را ترمذ شاه مىخواندند . ر ك : اصطخرى ، صص 234 و 269 ؛ معجم البلدان ، ج 2 ، صص 26 و 27 ؛ كتاب البلدان ، ص 648 ؛ جهان‌نامه ، صص 48 و 49 . ( 4 ) . شهركى جزء ناحيت بلخ كه با شهر بلخ ده فرسنگ فاصله دارد . اين شهرك در ايّام فتوحات پايگاه اعراب بود . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 385 .