المحقق السبزواري

427

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

اسماعيل [ حكومت : 295 - 301 ق . ] خريده بود . در آخر نصر بن احمد « 1 » را چندين سال خدمت كرد . چون نصر اندر گذشت ، نوح بن نصر را خدمت كرد . [ 108 ب ] سپه‌سالارى خراسان در ايام نوح يافت و چون نوح درگذشت ، اين منصور بن نوح را به پادشاهى به جاى پدر بنشاندند . « 2 » چون شش سال از پادشاهى منصور بگذشت و آلپ تكين مالها بذل كرد و هر جهدى كه ممكن باشد بكرد ، هيچگونه دل منصور بن نوح به‌دست نمىتوانست آورد از گفتار صاحب‌غرضان . و هرچه در حضرت « 3 » بخارا واقع مىشد وكيل به آلپ تكين مىنوشت . پس ، منصور بن نوح را مفسدان گفتند : « تا آلپ تكين را نكشى تو پادشاه نباشى و فرمان تو جارى نباشد ، و او پنجاه و سه سال است كه در خراسان پادشاهى مىكند و مال و اسباب جمع مىكند و لشكرها همه گوش به سخن او دارند . چون او را بگيرى ، از نعمت او خزانه معمور شود و فارغ‌دل گردى . تدبير آن است كه او را به درگاه خوانى و چنان نمايى كه ، ما تا بر تخت نشسته‌ايم تو به درگاه نيامدى و عهد تازه نكردى و ما آرزومند توييم . ما را به جاى پدر مهين تويى ، هرچند كه قاعدهء دولت با تو آراست و مدار مملكت ما در ماوراء النّهر و خراسان تويى . و اين‌قدر گفتگوى كه مىباشد همه از آن است كه تو پيش ما نيامده‌اى . بايد كه هرچند زودتر به درگاه آيى و هرچه از درگاه و

--> ( 1 ) . ايام امارت نصر بن احمد ( 301 - 331 ق . ) را مىتوان عصر طلايى دولت سامانى به‌شمار آورد . در روزگار وى ، دو دانشمند بزرگ آن روزگار وزارت داشتند : يكى ، جيهانى - جغرافيادان - كه از 302 تا 310 ق . پست وزيرى داشت و ديگرى ، ابو الفضل بلعمى كه پس از جيهانى تا 327 ق . سياست او را دنبال كرد . پاره‌اى منابع ، كه سياستنامه از آن جمله است ، معتقدند نصر از دعات اسماعيليه حمايت مىكرده است و در روزگار او محمّد نخشبى ، جانشين حسين بن على مرورودى ، بسيارى از اعيان دولت سامانى را به مذهب شيعه درآورده بود . بعد از آنكه توطئه‌اى توسّط روحانيون با همدستى تركان براى قتل امير چيده و توسّط نوح ، پسر او ، برملا شد ، كار زدودن نقوذ و آثار اسماعيليه آغاز شد . در برخى منابع به حمايت او از باطنيان اشاره نشده ، نظير ابن اثير كه از او با بدبينى ياد نكرده است . نك : سياستنامه ، تصحيح هيوبرت دارك ، صص 287 تا 296 ؛ الكامل ابن اثير ، ج 6 ، صص 292 و 293 . ( 2 ) . چنان كه گذشت پس از نوح ( اول ) بن منصور ، عبد الملك ، در سال 343 ق . به حكومت رسيد و بعد از عبد الملك ، برادرش منصور بن نوح بر مسند امارت قرار گرفت . ( 3 ) . كلمهء « حضرت » در اصل گويا نوشته شده و بعد با كشيدن خط بر آن ، حذف شده است . در نسخهء مر ذكر نشده است . در سياستنامه چنين آمده : « هرچه به حضرت بخارا مىرفت . »