المحقق السبزواري
425
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
كاردانى باشند ، به اندك باعثى كم ننمايد و اعتماد بر قول مردم عيبجو تا ظهور تمام بههم نرساند ننمايد . حكايت خواجه نظام الملك طوسى ذكر نموده كه ، آلپ تكين « 1 » بنده [ و ] « 2 » پروردهء سامانيان بود و به سى و پنج سالگى سپهسالارى خراسان يافت . نيكعهد و وفادار و مردانه بود و تركى با رأى و تدبير و مردمدار و خيلدوست و جوانمرد و فراخ نان و نمك و خداى ترس بود و همهء سيرت سامانيان داشت و خراسان و عراق سالها او داشت . پادشاه خراسان ، نوح بن منصور ، در بخارا از دنيا برفت و آلپ تكين در نيشابور بود . امرا از بخارا به آلپ تكين نوشتند كه ، « حال چنين شد و پادشاه درگذشت . او را برادر سى ساله مانده است و پسر شانزده ساله . كه را فرمايى كه به پادشاهى برداريم ؟ كه مدار اين ولايت و مملكت با تو است . » او زود قاصد خود گسيل كرد و بنوشت كه « هردو ، تخت و ملك را شايستهاند و خداوندزادگان مايند . امّا برادر پادشاه مردى پخته است و سرد و گرم روزگار چشيده و همهكس را نيك شناسد و قدر و منزلت هركس بداند و حرمت هريك بهجا آورد . و پسر پادشاه كودك است و جهان ناديده ؛ ترسم كه مردمان را نتواند داشت و در هر باب نداند كه چه بايد كرد . صوابتر آن است كه برادر پادشاه را به پادشاهى بنشانند . » و روز ديگر ، نامههاى ديگر هم بر اين معنى فرستاد . بعد از روزى چند ، خبر در رسيد كه پسر ملك را به پادشاهى نشاندند « 3 » . از آن نامهها كه فرستاده بود مشوّش خاطر شد كه ،
--> ( 1 ) . دولت اسلامى كه در شهر غزنه تأسيس و به سلسلهء غزنويان مشهور شد به دو بخش تقسيم مىگردد . اول ، شعبهء خاندان آلپ تكين و دوم ، خاندان سبكتكين كه پس از خاندان آلپ تكين قدرت را در دست گرفتند . آلپ تكين بر اثر اختلاف با منصور بن نوح سامانى در سال 351 ق . از اطاعت امير سامانى سرپيچيده و با تصرّف غزنه اعلام استقلال كرده بود . ( 2 ) . از سياستنامه ، ص 141 افزوده شد . ( 3 ) . خواجه در نقل اين روايت تاريخى دچار سهو و خطا شده است . پس از درگذشت نوح بن نصر ( حكومت 331 - 343 ق . ) پسر او ، عبد الملك ( اوّل ) بن نوح ، بر مسند پادشاهى قرار گرفت و تا سال 350 ق . حكومت كرد . تركان