المحقق السبزواري

402

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

حكايت در تاريخ گزيده « 1 » مسطور است [ 103 آ ] كه هارون الرّشيد نزد مالك « 2 » كتاب حديث مىخواند . هرروز نزد مالك مىرفت . مالك گفت : « اجازت دهيد تا من هرروز به خدمت امير المؤمنين آيم . » خليفه گفت : « درجهء علما از آن عاليتر است كه عالم را پيش خود خوانند و عادت كرام آنكه به خدمت عالم روند ، نه آنكه او را پيش خود خوانند . » « 3 » حكايت آورده‌اند كه سلطان سعيد سلطان سنجر خواجه ابو الفضل كرمانى « 4 » را ، كه از جمله

--> ( 1 ) . نوشتهء حمد اللّه مستوفى - متولد 680 و متوفى پس از سال 740 ق . - حاكم قزوين و ابهر و زنجان و طارمين . وى از خواص و كتّاب زيردست خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، وزير اولجايتو ، بود و تاريخ گزيده را در سال 730 ق . به نام اين وزير دانش‌دوست تأليف كرد ، و آن در حقيقت منتخبى است از جامع التواريخ رشيدى با اطلاعاتى كه حمد الله از كتب مورخين ديگر التقاط نموده است . اقبال آشتيانى ، عباس ، تاريخ مغول ، صص 523 و 524 . ( 2 ) . امام ابو عبد الله مالك بن أنس يكى از چهار پيشواى مذاهب رسمى اهل سنت - متولد به سال 90 يا 93 يا 95 ق . و متوفى به سال 179 ق . در مدينه - چون فتواى لغو سوگند بيعت با جعفر بن سليمان ، عموزادهء منصور عباسى و حاكم مدينه را داد مورد خشم او واقع شد و به فرمان وى مالك را هفتاد تازيانه زدند و بر زمين كشاندند . بر اثر اين ماجرا دست وى از كتف جدا شد ، ولى همين قضيه بر علوّ شأن وى نزد مردم افزود . كتاب مشهور مالك موطّا - به معنى كتاب منقّح و ممهّد - نام دارد و حاوى احاديث نبوى است . به اعتقاد برخى ، اهتمام عده‌اى همچون مالك بن أنس براى گردآورى حديث براساس الهام بلاواسطه ايشان از مكتب حضرت امام جعفر صادق ( ع ) بوده است كه طى معارضه با روى كار آمدن قياس و استحسان در احكام الهى ، كه در آن روزگار به شدّت بحث آن در مدينه رواج داشت ، با سعى تمام به نشر حديث پرداختند . وفيات الاعيان ، ج 4 ، صص 135 تا 139 ؛ مدير شانه‌چى ، كاظم ، علم الحديث ، صص 34 تا 36 . ( 3 ) . نك : تاريخ گزيده ، ص 303 . ( 4 ) . عبد الرحمن بن محمّد بن اميرويه ، معروف به ابو الفضل كرمانى - متولد به سال 457 ق . در كرمان و متوفى به سال 543 ق . در مرو - در مرو فقه آموخت و سرآمد شد ، به‌گونه‌اى كه به امامت حنفيّهء خراسان رسيد . كتاب شرح جامع الصغير و كتاب التّجريد و شرح آن الايضاح كار اوست . به نقل ابن اثير خوارزمشاه اتسز پس از تصرف مرو او را با گروهى ديگر از دانشمندان با خود به خوارزم برد . نك : حواشى مجتبى مينوى بر راحة الصّدور ، صفحهء 472 كه به نقل از تاج التّراجم فى طبقات الحنفيّة ابن قطلوبغا حنفى ، چاپ فلوگل ، ص 24 آمده است .