المحقق السبزواري

399

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

احكام دين و ملّت و مسايل اصول و فروع را ضرور است از داناتر و اعلم زمان فراگرفتن . و در ضمن شناختن اهل دانش و معرفت مراتب ايشان در علم و تقوا و ديانت و صدق گفتار و كردار چندان منافع است كه شرح آن مناسب سياق اين كتاب نيست ، و همچنين شرح وجوه خدعه‌ها و تلبيسها و غلطها كه اكابر را در اين ابواب واقع مىشود مناسب مقام نيست . مجملا ، بر پادشاه لازم است كه دربارهء علما و عقلا و اهل دين و ذرّيّت شريفهء مصطفويه و مرتضويه و اهالى شرع و منسوبان ملّت تعظيم و تكريم تمام منظور دارد و از دقايق تواضع و احترام دقيقه‌اى مهمل و نامرعى نگذارد ، چه اين معنى باعث رضاى الهى و خشنودى رسالت پناهى و حضرات ايمهء هدى مىشود و باعث اجر و ذكر ممدوح مىباشد و به حسب يمن باعث ارتفاع لواى دولت و قوام نظام عظمت مىباشد . از هيچ طايفه‌اى از طوايف اسلام و كفر مسموع نشد كه هرگاه در تواضع و تكريم اهل علم و دين مبالغه نمايند دولت و عظمت ايشان اشتداد نيابد و از هيچ گروه خلاف آن ظاهر نشد كه دولت ايشان را قرارى و شوكت ايشان را مقدارى بماند ، چنان كه از ميان هيچ طايفه از طوايف مختلفهء علم منتفى نشد كه ايشان را عزّتى و مقدارى و دولت ايشان را ثباتى و استقرارى باشد . حكايت آورده‌اند كه محمّد بن حسن شيبانى ، كه از افاضل عصر خود بود ، نزديك هارون الرّشيد آمد . هارون او را تعظيم بسيار كرد ، چنان كه برپاى خاست و او را به جاى خود بنشاند و چون برخاست ، چند قدم با وى به رسم مشايعت رفت . يكى از جملهء خواصّ گفت : « با چنين تواضعى كه خليفه نمود ، مهابت خلافت تباه مىشود . » رشيد جواب داد كه ، « مهابتى كه به تواضع زايل شود ، نابودن آن اولى و قدرى كه به احترام بزرگان بكاهد ، كاسته بودن آن بهتر . »