المحقق السبزواري

383

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كه من دوست نمىدارم كه تو بر دست من كشته شوى كه ميان من و پدر تو دوستى و صداقت بوده . » حضرت فرمود كه ، « من دوست مىدارم كه تو بر دست من كشته شوى . » عمرو خشمگين شده ، از اسب فرود آمده اسب را پى كرد و شمشير حوالهء آن حضرت كرد . حضرت سپر در سر آورده ، تيغ عمرو سپر را ببريد و به سر مبارك حضرت رسيده مجروح ساخت . و حضرت امير المؤمنين ذو الفقار بر ران عمرو زده ، پايش را جدا ساخت . از آن حضرت [ 97 ب ] منقول است كه ، « عمرو پاى خود را برداشته ، چنان بر سر من زد كه تصوّر نمودم كه زمين را برداشته بر سر من فرود آوردند . » و گردوغبار برخاسته ، مسلمانان گفتند : « انّا للّه ، على هلاك شد . » چون غبار فرونشست ، حضرت را ديدند كه سر عمرو را جدا ساخته بود . لاجرم حضرت مقدّس نبوى بر زبان معجز بيان گذرانيد كه ، « مبارزة على يوم الخندق افضل من اعمال امّتى الى يوم القيامة . » « 1 » يعنى : « به تحقيق كه مبارزت على در روز خندق ، بهتر است از اعمال امّت من تا روز قيامت . » و چون عمرو بن عبدود كشته شد ، لشكر كفّار به هزيمت رفتند و صورت فتح و ظفر روى نمود . « 2 » و در ليلة الهرير « 3 » ، كه از جمله حروب صفّين است ، آن حضرت به دست مبارك خود خلق كثيرى را كشته بود و به هر ضربتى كه زده بود تكبيرى گفته . بعضى گفته‌اند كه ، عدد تكبيرات به سيصد رسيده بود و بعضى گفته‌اند به پانصد و بيست و سه . و اين روايت اعثم كوفى است . « 4 » و بعضى گفته‌اند به هفتصد رسيده و بيشتر از آن نيز گفته‌اند . و آن حضرت به نعيم بن حنيف انصارى نوشته بود كه ، « اگر موافقت و مظاهرت نمايند كلّ عرب بر قتال من ، پشت نخواهم گردانيد و اگر فرصتم شود به استيلاى رقاب ايشان به

--> ( 1 ) . بحار الانوار : ج 41 ، ص 96 . ( 2 ) . براى اطلاع بيشتر ر ك : مغازى ، واقدى ، ج 2 ، صص 440 تا 496 . ( 3 ) . « هرير » در لغت به ناپسند داشتن چيزى و بانگ زدن و بانگ و زوزهء سگ گفته مىشود . به گفتهء ابن اعثم چون در جنگ صفين در اين شب بر يكديگر بانگ مىزدند و كار نبرد با فرارسيدن شب متوقف نشد آن را ليلة الهرير گفته‌اند . چنين نامگذارى در ميان اعراب پيشتر هم سابقه داشته است . يوم هرير روزى بوده است كه در جاهليت ميان بكر و تميم جنگ واقع شد . ابن اعثم ، مجلد دوم ، ص 178 . ( 4 ) . همان .