المحقق السبزواري
377
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
ساخته شود ، كلام درشت بر زبان نرانى و تا كار به تازيانه برآيد ، شمشير از نيام برنيارى . » اسكندر فرمود كه ، « شايد كار من با خصم به محاربه انجامد . در آن به چه كيفيّت مدخل توان كرد ؟ و به كدام نحو اقدام بايد نمود ؟ [ 95 ب ] حكيم گفت : « حال حرب از دو بيرون نيست ، يا تو به حرب كسى مىروى يا كسى به حرب تو مىآيد . اگر تو به قصد حرب كسى توجّه نمايى ، ده شرط رعايت بايد كرد : اوّل ، بايد كه غرض از آن جنگ جز خير محض نباشد و طلب دين حقّ بايد نمود و دفع ظلم و فساد كردن . دوم ، توجّه بايد نمود به حضرت حقّ - سبحانه و تعالى عزّ شأنه - و از او يارى طلبيدن و در دعاى خير و صدقات كوشيدن و از اهل قلوب و قبور استمداد همّت طلبيدن . سوم ، شرط حزم و سوءظنّ به تقديم رسانيدن و منهيان و جاسوسان در كار بايد كردن ، و تفحّص لشكر دشمن و كيفيّت حال و كميّت رجال ايشان بايد نمود . چهارم ، با لشكرى توجّه بايد نمود كه همه يكدل و يكزبان باشند كه اتّفاق سپاه با حضرت پادشاه ، موجب فتح و نصرت و سبب ظفر و قوّت است ، چنان كه گفتهاند : كسى را ظفر بر ظفر حاصل است * كه در پردلى لشكرش يكدل است سپه را كه فيروزمندى رسد * ز ياران يكدل بلندى رسد و موافقت اكابر و اتّفاق بزرگان ، خصوصا اقربا ، در اين باب ضرور است . پنجم ، لشكر را وعدههاى نيك بايد داد و به نويدهاى بزرگ مستظهر بايد كرد و نيّت بايد كرد كه آن مواعيد را به وفا برساند . ششم ، تا تواند به نفس خود مباشر حرب نبايد شد كه اگر شكستى روى نمايد ، تدارك نتوان نمود . هفتم ، در تدبيرهاى لشكركشى و سپهسالارى كسى را اختيار بايد نمود كه بر سه صفت آراسته باشد : اول ، شجاع و قويدل بود و بدان شهرت يافته و نام و آوازه پيدا كرده تا از او ترس و هراسى در دل دشمن افتد . ديگر ، رأى صايب و تدبيرى تمام داشته باشد و مداخل و مخارج جنگ را دانسته جايى باشد كه رأى به از شجاعت به كار آيد . و انواع