المحقق السبزواري
344
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
كه من مردى تيز خشمم و غضبى بر من مستولى مىشود و هرگاه كه در خشم مىروم ، مغلوب سلطان غضب مىگردم . اين يك علّت را علاج فرماى . » آن بزرگ گفت : « پادشاه بايد كه بداند كه آفريدگار او را بر كلّ خلايق مسلّط گردانيده است و دست او بر كافّهء رعايا مطلق كرد . و امر او نافذ و حكم او حتم و فرمان او مطاع است ، و او را در هر حال كه خواهد تأديب و تعذيب و بذل و عطا ميسّر است . بايد كه به يقين بدانيد كه غضب در نهاد بنى آدم بر مثال خمر است در اعضا و اجزا ، و همچنانكه مردم از شراب مست شوند و از ايشان حركات متنافر نامتناسب در وجود آيد ، از غضب آدمى نيز چنان بى خود شود و از وى افعال قبيح ظاهر گردد . و حال مردم خشمآلود بعد از تسكين غضب مشابهتى عظيم دارد به حال مستى كه از خواب گران مستى بيدار شود . پس ، بايد كه با خود مقرّر كنى كه چون اثر خشم در تو پديد آيد ، هيچكس را عقوبت نفرمايى و به يقين بدانى كه آنچه خواهى فوت نخواهد شد و صبر پيش گيرى تا غضب تو ساكن گردد و از حال مجرم تفحّص بليغ بشود . پس ، اگر مستحقّ ادب باشد ، به اندازهء جنايت او را عقوبت كنى و اگر مستحقّ عفو باشد ، از وى درگذرانى . و اين معنى در اوّل به طبيعت تو عظيم گران آيد ، امّا چون عادت شود ، طبيعت [ تو ] « 1 » به آن الفت گيرد و اين خصلت تو را خلقى شود . » و آن پادشاه ، اين معنى از وى قبول كرد و اركان دولت خود را امر كرد كه در حال قوّت غضب هركس را كه عقوبت فرمايم ، بايد كه شما آن را موقوف داريد تا يك روز بر آن بگذرد . آنگاه ، به من رجوع كنند ، اگر بار ديگر فرمان دهم ، امضا كنند . چون اين معنى مقرّر ساخت كس بود كه خيانت بزرگ داشت و از خلعت عفو با نصيب شد . و اگر عاقل نيكو تأمّل كند ، اين معالجه در باب غضب تدبير شريفى است . و بسيار بوده كه پادشاه در ابتداى غضب به حقيقت نرسيده ، حكم به سياست بيچاره نمودهاى و او بيگناه بوده و ندامت و خسران اخروى نتيجه داده ، چنان كه در معاملهء ابو العبّاس فضل بن احمد اسفراينى واقع شد .
--> ( 1 ) . اضافه از مر است .